disbursements

[ایالات متحده]/dɪsˈbɜːs.mənts/
[بریتانیا]/dɪsˈbɜr.smənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پرداخت‌ها؛ هزینه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

cash disbursements

پرداخت‌های نقدی

disbursements report

گزارش پرداخت‌ها

monthly disbursements

پرداخت‌های ماهانه

disbursements schedule

برنامه پرداخت‌ها

total disbursements

کل پرداخت‌ها

disbursements policy

سیاست پرداخت‌ها

disbursements process

فرآیند پرداخت‌ها

disbursements analysis

تحلیل پرداخت‌ها

disbursements tracking

ردیابی پرداخت‌ها

disbursements approval

تایید پرداخت‌ها

جملات نمونه

the disbursements from the fund were carefully monitored.

پرداخت‌ها از صندوق به دقت رصد می‌شدند.

all disbursements must be documented for transparency.

تمام پرداخت‌ها باید برای شفافیت مستند شوند.

the project faced delays due to late disbursements.

به دلیل تأخیر در پرداخت‌ها، پروژه با تأخیر مواجه شد.

disbursements are essential for the project's success.

پرداخت‌ها برای موفقیت پروژه ضروری هستند.

we need to approve the disbursements before the deadline.

ما باید پرداخت‌ها را قبل از مهلت مقرر تأیید کنیم.

disbursements for the grant will be issued quarterly.

پرداخت‌ها برای کمک مالی هر سه ماه یکبار صادر خواهند شد.

the financial report included all disbursements made last year.

گزارش مالی شامل تمام پرداخت‌های انجام شده در سال گذشته بود.

unexpected disbursements can affect the budget significantly.

پرداخت‌های غیرمنتظره می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر بودجه داشته باشند.

we have to track all disbursements to avoid discrepancies.

ما باید تمام پرداخت‌ها را ردیابی کنیم تا از مغایرت‌ها جلوگیری کنیم.

disbursements are made based on the approved budget plan.

پرداخت‌ها بر اساس طرح بودجه تأیید شده انجام می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید