dishes

[ایالات متحده]/[ˈdɪʃɪz]/
[بریتانیا]/[ˈdɪʃɪz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. ظرف بشو.
n. بشقاب‌ها، کاسه‌ها و سایر ظروف مورد استفاده برای غذا؛ اقلام غذایی جداگانه سرو شده در یک وعده؛ یک سبک یا نوع خاص از غذا.

عبارات و ترکیب‌ها

do the dishes

انجام کارها

dirty dishes

ظروف کثیف

washing dishes

شستن ظرف‌ها

fine dishes

ظروف خوب

fancy dishes

ظروف مجلل

stacked dishes

ظروف چیده شده

clean dishes

ظروف تمیز

served dishes

ظروف سرو شده

new dishes

ظروف جدید

unique dishes

ظروف منحصر به فرد

جملات نمونه

we washed the dishes after dinner.

ما بعد از شام ظرف‌ها را شستیم.

the restaurant offers a wide variety of dishes.

رستوران انواع مختلف غذاها را ارائه می‌دهد.

she carefully arranged the dishes on the table.

او به دقت غذاها را روی میز چید.

he prepared several delicious dishes for the guests.

او چندین غذای خوشمزه برای مهمانان آماده کرد.

the dishes were piled high in the sink.

ظرف‌ها در سینک به هم ریخته بودند.

they ordered several side dishes with their meal.

آنها با غذای خود چندین غذای جانبی سفارش دادند.

the chef specializes in traditional chinese dishes.

سرآشپز در غذاهای سنتی چینی تخصص دارد.

we need to buy new dishes for the house.

ما باید برای خانه ظرف جدید بخریم.

the dishes tasted amazing, especially the seafood.

طعم غذاها فوق العاده بود، به خصوص غذاهای دریایی.

he cleared the table and stacked the dishes.

او میز را جمع کرد و ظرف‌ها را روی هم گذاشت.

she loves trying new and exotic dishes.

او عاشق امتحان کردن غذاهای جدید و عجیب و غریب است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید