dismounting

[ایالات متحده]/dɪsˈmaʊntɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈmaʊntɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل پایین آمدن یا فرود آمدن از چیزی

عبارات و ترکیب‌ها

dismounting the horse

پیاده شدن از اسب

dismounting the bike

پیاده شدن از دوچرخه

dismounting quickly

به سرعت پیاده شدن

dismounting safely

به طور ایمن پیاده شدن

dismounting from vehicle

پیاده شدن از وسیله نقلیه

dismounting the ladder

پیاده شدن از نردبان

dismounting the skateboard

پیاده شدن از اسکیت برد

dismounting gracefully

به طور ظریف پیاده شدن

dismounting the scooter

پیاده شدن از اسکوتر

dismounting the motorcycle

پیاده شدن از موتورسیکلت

جملات نمونه

the rider was careful when dismounting the horse.

سوار هنگام پیاده شدن از اسب مراقب بود.

after dismounting, she adjusted her helmet.

پس از پیاده شدن، او کلاه ایمنی خود را تنظیم کرد.

he practiced dismounting from the bike safely.

او با خیال راحت پیاده شدن از دوچرخه را تمرین کرد.

they were taught the proper technique for dismounting.

به آنها تکنیک صحیح پیاده شدن آموزش داده شد.

she felt a sense of accomplishment after dismounting.

او بعد از پیاده شدن احساس موفقیت کرد.

he stumbled slightly while dismounting the ladder.

او در حالی که از نردبان پیاده می شد کمی لیز خورد.

proper dismounting is essential for safety.

پیاده شدن صحیح برای ایمنی ضروری است.

she was nervous about dismounting in front of the crowd.

او در مورد پیاده شدن در مقابل جمعیت مضطرب بود.

he quickly dismounted and ran towards the finish line.

او به سرعت پیاده شد و به سمت خط پایان دوید.

after dismounting, he checked the horse's legs for injuries.

پس از پیاده شدن، او برای بررسی آسیب‌دیدگی، پاهای اسب را بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید