| جمع | dispatchers |
emergency dispatcher
گزارشگر اضطراری
police dispatcher
گزارشگر پلیس
aircraft dispatcher
گزارشگر هواپیما
truck dispatcher
گزارشگر کامیون
With load growth of distribution systems, it becomes very complicated for dispatchers to obtain restoration plan for unfaulted but out-of-service areas.
با افزایش بار در سیستمهای توزیع، به دست آوردن طرح بازیابی برای مناطق خارج از سرویس اما بدون خطا برای اپراتورها بسیار پیچیده میشود.
The dispatcher coordinates the delivery schedules.
اپراتور زمانبدی تحویل را هماهنگ میکند.
The dispatcher sent out the emergency response team.
اپراتور گروه پاسخ اضطراری را اعزام کرد.
The dispatcher communicates with drivers to ensure timely deliveries.
اپراتور با رانندگان ارتباط برقرار میکند تا از تحویل به موقع اطمینان حاصل کند.
The dispatcher monitors the fleet's movements in real-time.
اپراتور به صورت بلادرنگ، حرکت ناوگان را رصد میکند.
The dispatcher plays a crucial role in logistics operations.
اپراتور نقش مهمی در عملیات لجستیک ایفا میکند.
The dispatcher must have good organizational skills.
اپراتور باید مهارتهای سازمانی خوبی داشته باشد.
The dispatcher handles incoming calls from customers.
اپراتور به تماسهای دریافتی از مشتریان رسیدگی میکند.
The dispatcher assigns tasks to field personnel.
اپراتور وظایفی را به پرسنل میدانی محول میکند.
The dispatcher works under pressure to meet deadlines.
اپراتور تحت فشار برای رسیدن به مهلتها کار میکند.
The dispatcher ensures efficient use of resources.
اپراتور اطمینان حاصل میکند که منابع به طور کارآمد استفاده میشوند.
emergency dispatcher
گزارشگر اضطراری
police dispatcher
گزارشگر پلیس
aircraft dispatcher
گزارشگر هواپیما
truck dispatcher
گزارشگر کامیون
With load growth of distribution systems, it becomes very complicated for dispatchers to obtain restoration plan for unfaulted but out-of-service areas.
با افزایش بار در سیستمهای توزیع، به دست آوردن طرح بازیابی برای مناطق خارج از سرویس اما بدون خطا برای اپراتورها بسیار پیچیده میشود.
The dispatcher coordinates the delivery schedules.
اپراتور زمانبدی تحویل را هماهنگ میکند.
The dispatcher sent out the emergency response team.
اپراتور گروه پاسخ اضطراری را اعزام کرد.
The dispatcher communicates with drivers to ensure timely deliveries.
اپراتور با رانندگان ارتباط برقرار میکند تا از تحویل به موقع اطمینان حاصل کند.
The dispatcher monitors the fleet's movements in real-time.
اپراتور به صورت بلادرنگ، حرکت ناوگان را رصد میکند.
The dispatcher plays a crucial role in logistics operations.
اپراتور نقش مهمی در عملیات لجستیک ایفا میکند.
The dispatcher must have good organizational skills.
اپراتور باید مهارتهای سازمانی خوبی داشته باشد.
The dispatcher handles incoming calls from customers.
اپراتور به تماسهای دریافتی از مشتریان رسیدگی میکند.
The dispatcher assigns tasks to field personnel.
اپراتور وظایفی را به پرسنل میدانی محول میکند.
The dispatcher works under pressure to meet deadlines.
اپراتور تحت فشار برای رسیدن به مهلتها کار میکند.
The dispatcher ensures efficient use of resources.
اپراتور اطمینان حاصل میکند که منابع به طور کارآمد استفاده میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید