dispenser

[ایالات متحده]/dɪ'spensə/
[بریتانیا]/dɪ'spɛnsɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. داروساز؛ توزیع‌کننده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

soap dispenser

دستگاه صابون

water dispenser

دستگاه آب

paper towel dispenser

دستگاه حوله کاغذی

tape dispenser

دستگاه پخش نوار چسب

جملات نمونه

his role as protector of the weak and dispenser of justice.

نقش او به عنوان محافظ ضعیفان و توزیع‌کننده عدالت.

The dispenser quickly filled the prescription for me.

توزیع‌کننده به سرعت نسخه را برای من پر کرد.

This fact indicates that China has already mastered, and has been continuously improving, its dispenser design technique.

این واقعیت نشان می‌دهد که چین از قبل بر تکنیک طراحی توزیع‌کننده مسلط بوده و به طور مداوم آن را بهبود بخشیده است.

Equipment, Machineries for Electronic Production Line, Spray Fluxer, Fluid Dispenser, Electric & Pneumatic Tools, Magnifying Lamps, ESD Products, Cleanroom Products.

تجهیزات، ماشین‌آلات برای خط تولید الکترونیک، دستگاه اسپری فلوکس، توزیع‌کننده سیال، ابزارهای الکتریکی و پنوماتیک، لامپ‌های بزرگنمایی، محصولات ESD، محصولات اتاق تمیز.

automatic paper towel dispenser

توزیع‌کننده خودکار دستمال کاغذی

automatic pet food dispenser

توزیع‌کننده خودکار غذای حیوانات خانگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید