| جمع | dispersers |
air disperser
توزیعکننده هوا
liquid disperser
توزیعکننده مایع
solid disperser
توزیعکننده جامد
disperser system
سیستم توزیعکننده
disperser unit
واحد توزیعکننده
disperser nozzle
نازل توزیعکننده
disperser pump
پمپ توزیعکننده
disperser blade
تیغه توزیعکننده
disperser device
دستگاه توزیعکننده
disperser technology
فناوری توزیعکننده
the disperser helps in spreading seeds across the forest.
پراکنشدهنده به پخش دانهها در سراسر جنگل کمک میکند.
we need a disperser to evenly distribute the chemicals.
ما به یک پراکنشدهنده برای توزیع یکنواخت مواد شیمیایی نیاز داریم.
the wind acts as a natural disperser of pollen.
باد به عنوان یک پراکنشدهنده طبیعی برای گرده عمل میکند.
a good disperser is essential for effective irrigation.
یک پراکنشدهنده خوب برای آبیاری موثر ضروری است.
the disperser system improves the efficiency of the process.
سیستم پراکنشدهنده باعث بهبود کارایی فرآیند میشود.
using a disperser can enhance the mixing of ingredients.
استفاده از یک پراکنشدهنده میتواند مخلوط کردن مواد را افزایش دهد.
the disperser technology has advanced significantly in recent years.
فناوری پراکنشدهنده در سالهای اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
in ecology, a disperser plays a vital role in plant reproduction.
در اکولوژی، یک پراکنشدهنده نقش حیاتی در تولید مثل گیاهان ایفا میکند.
the disperser ensures that resources are shared evenly.
پراکنشدهنده تضمین میکند که منابع به طور مساوی به اشتراک گذاشته شوند.
they installed a new disperser to improve air circulation.
آنها یک پراکنشدهنده جدید نصب کردند تا تهویه هوا را بهبود بخشند.
air disperser
توزیعکننده هوا
liquid disperser
توزیعکننده مایع
solid disperser
توزیعکننده جامد
disperser system
سیستم توزیعکننده
disperser unit
واحد توزیعکننده
disperser nozzle
نازل توزیعکننده
disperser pump
پمپ توزیعکننده
disperser blade
تیغه توزیعکننده
disperser device
دستگاه توزیعکننده
disperser technology
فناوری توزیعکننده
the disperser helps in spreading seeds across the forest.
پراکنشدهنده به پخش دانهها در سراسر جنگل کمک میکند.
we need a disperser to evenly distribute the chemicals.
ما به یک پراکنشدهنده برای توزیع یکنواخت مواد شیمیایی نیاز داریم.
the wind acts as a natural disperser of pollen.
باد به عنوان یک پراکنشدهنده طبیعی برای گرده عمل میکند.
a good disperser is essential for effective irrigation.
یک پراکنشدهنده خوب برای آبیاری موثر ضروری است.
the disperser system improves the efficiency of the process.
سیستم پراکنشدهنده باعث بهبود کارایی فرآیند میشود.
using a disperser can enhance the mixing of ingredients.
استفاده از یک پراکنشدهنده میتواند مخلوط کردن مواد را افزایش دهد.
the disperser technology has advanced significantly in recent years.
فناوری پراکنشدهنده در سالهای اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.
in ecology, a disperser plays a vital role in plant reproduction.
در اکولوژی، یک پراکنشدهنده نقش حیاتی در تولید مثل گیاهان ایفا میکند.
the disperser ensures that resources are shared evenly.
پراکنشدهنده تضمین میکند که منابع به طور مساوی به اشتراک گذاشته شوند.
they installed a new disperser to improve air circulation.
آنها یک پراکنشدهنده جدید نصب کردند تا تهویه هوا را بهبود بخشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید