disperser

[ایالات متحده]/dɪsˈpɜːsə/
[بریتانیا]/dɪsˈpɜrser/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عاملی که باعث پراکندگی می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

air disperser

توزیع‌کننده هوا

liquid disperser

توزیع‌کننده مایع

solid disperser

توزیع‌کننده جامد

disperser system

سیستم توزیع‌کننده

disperser unit

واحد توزیع‌کننده

disperser nozzle

نازل توزیع‌کننده

disperser pump

پمپ توزیع‌کننده

disperser blade

تیغه توزیع‌کننده

disperser device

دستگاه توزیع‌کننده

disperser technology

فناوری توزیع‌کننده

جملات نمونه

the disperser helps in spreading seeds across the forest.

پراکنش‌دهنده به پخش دانه‌ها در سراسر جنگل کمک می‌کند.

we need a disperser to evenly distribute the chemicals.

ما به یک پراکنش‌دهنده برای توزیع یکنواخت مواد شیمیایی نیاز داریم.

the wind acts as a natural disperser of pollen.

باد به عنوان یک پراکنش‌دهنده طبیعی برای گرده عمل می‌کند.

a good disperser is essential for effective irrigation.

یک پراکنش‌دهنده خوب برای آبیاری موثر ضروری است.

the disperser system improves the efficiency of the process.

سیستم پراکنش‌دهنده باعث بهبود کارایی فرآیند می‌شود.

using a disperser can enhance the mixing of ingredients.

استفاده از یک پراکنش‌دهنده می‌تواند مخلوط کردن مواد را افزایش دهد.

the disperser technology has advanced significantly in recent years.

فناوری پراکنش‌دهنده در سال‌های اخیر به طور قابل توجهی پیشرفت کرده است.

in ecology, a disperser plays a vital role in plant reproduction.

در اکولوژی، یک پراکنش‌دهنده نقش حیاتی در تولید مثل گیاهان ایفا می‌کند.

the disperser ensures that resources are shared evenly.

پراکنش‌دهنده تضمین می‌کند که منابع به طور مساوی به اشتراک گذاشته شوند.

they installed a new disperser to improve air circulation.

آنها یک پراکنش‌دهنده جدید نصب کردند تا تهویه هوا را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید