disposers

[ایالات متحده]/[dɪˈspəʊzəz]/
[بریتانیا]/[dɪˈspoʊzərz]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که چیزی را ریخته یا از دست می‌دهند، به ویژه زباله؛ افرادی که قدرت تأثیر یا کنترل بر چیزی دارند.
v. ریختن چیزی، به ویژه زباله؛ تأثیر یا کنترل بر چیزی.

عبارات و ترکیب‌ها

waste disposers

دستگاه های دفع ضایعات

جملات نمونه

the building had industrial disposers for grease and food waste.

این ساختمان دیسپوزرهاي صنعتي براي چربي و ضایعات غذا داشت.

we need to replace the broken disposers in the kitchen.

باید دیسپوزرهای شکسته در آشپزخانه را بازگشتی کنیم.

the plumber installed new disposers under the sinks.

پیپر دیسپوزرهاي جدید را زیر شیرآلات نصب کرد.

ensure the disposers are properly maintained to prevent clogs.

از اینکه دیسپوزرها به درستی نگهداری شوند تا از مسدود شدن جلوگیری شود مطمئن شوید.

the restaurant uses powerful disposers to handle large volumes.

رستوران از دیسپوزرهاي قدرتمند برای مدیریت حجم زیاد استفاده می کند.

carefully inspect the disposers before putting them into operation.

قبل از استفاده از دیسپوزرها به دقت آنها را بررسی کنید.

the disposers efficiently grind up food scraps and debris.

دیسپوزرها به طور کارآمد ضایعات غذایی و لایه‌های خاکی را خرد می‌کنند.

always use disposers with caution and follow safety guidelines.

همیشه دیسپوزرها را با دقت و دنبال کردن راهنمایی‌های ایمنی استفاده کنید.

the maintenance team regularly checks the disposers' performance.

تیم نگهداری به طور منظم عملکرد دیسپوزرها را بررسی می‌کند.

newer disposers are more energy-efficient and quieter.

دیسپوزرهای جدیدتر مصرف انرژی کمتری دارند و آرام‌تر هستند.

the disposers' motor started making a strange noise.

موتور دیسپوزرها شروع به تولید یک صدای عجیب کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید