dissects ideas
تجزیه و تحلیل ایده ها
dissects arguments
تجزیه و تحلیل استدلال ها
dissects data
تجزیه و تحلیل داده ها
dissects themes
تجزیه و تحلیل مضامین
dissects concepts
تجزیه و تحلیل مفاهیم
dissects issues
تجزیه و تحلیل مسائل
dissects texts
تجزیه و تحلیل متون
dissects problems
تجزیه و تحلیل مشکلات
dissects strategies
تجزیه و تحلیل استراتژی ها
dissects literature
تجزیه و تحلیل ادبیات
the scientist dissects the frog to study its anatomy.
دانشمند قورباغه را برای مطالعه آناتومی آن قطعهبندی میکند.
the teacher dissects the poem to help students understand its meaning.
معلم شعر را برای کمک به دانشآموزان در درک معنایشان قطعهبندی میکند.
during the class, we dissect the reasons behind the historical event.
در طول کلاس، ما دلایل پشت سر رویداد تاریخی را قطعهبندی میکنیم.
the documentary dissects the impact of climate change on wildlife.
مستند تأثیر تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش را قطعهبندی میکند.
the analyst dissects the company's financial report to find weaknesses.
تحلیلگر گزارش مالی شرکت را برای یافتن نقاط ضعف قطعهبندی میکند.
the critic dissects the film's plot to highlight its flaws.
منتقد طرح فیلم را برای برجسته کردن نقصهای آن قطعهبندی میکند.
in biology class, we dissect a sheep's heart to learn about its functions.
در کلاس زیستشناسی، ما قلب گوسفند را برای یادگیری در مورد عملکردهای آن قطعهبندی میکنیم.
the author dissects societal issues in her latest novel.
نویسنده مسائل اجتماعی را در رمان جدیدش قطعهبندی میکند.
the debate team dissects the arguments of both sides thoroughly.
تیم مناظره استدلالهای هر دو طرف را به طور کامل قطعهبندی میکند.
in her lecture, she dissects the concept of justice.
در سخنرانیاش، او مفهوم عدالت را قطعهبندی میکند.
dissects ideas
تجزیه و تحلیل ایده ها
dissects arguments
تجزیه و تحلیل استدلال ها
dissects data
تجزیه و تحلیل داده ها
dissects themes
تجزیه و تحلیل مضامین
dissects concepts
تجزیه و تحلیل مفاهیم
dissects issues
تجزیه و تحلیل مسائل
dissects texts
تجزیه و تحلیل متون
dissects problems
تجزیه و تحلیل مشکلات
dissects strategies
تجزیه و تحلیل استراتژی ها
dissects literature
تجزیه و تحلیل ادبیات
the scientist dissects the frog to study its anatomy.
دانشمند قورباغه را برای مطالعه آناتومی آن قطعهبندی میکند.
the teacher dissects the poem to help students understand its meaning.
معلم شعر را برای کمک به دانشآموزان در درک معنایشان قطعهبندی میکند.
during the class, we dissect the reasons behind the historical event.
در طول کلاس، ما دلایل پشت سر رویداد تاریخی را قطعهبندی میکنیم.
the documentary dissects the impact of climate change on wildlife.
مستند تأثیر تغییرات آب و هوایی بر حیات وحش را قطعهبندی میکند.
the analyst dissects the company's financial report to find weaknesses.
تحلیلگر گزارش مالی شرکت را برای یافتن نقاط ضعف قطعهبندی میکند.
the critic dissects the film's plot to highlight its flaws.
منتقد طرح فیلم را برای برجسته کردن نقصهای آن قطعهبندی میکند.
in biology class, we dissect a sheep's heart to learn about its functions.
در کلاس زیستشناسی، ما قلب گوسفند را برای یادگیری در مورد عملکردهای آن قطعهبندی میکنیم.
the author dissects societal issues in her latest novel.
نویسنده مسائل اجتماعی را در رمان جدیدش قطعهبندی میکند.
the debate team dissects the arguments of both sides thoroughly.
تیم مناظره استدلالهای هر دو طرف را به طور کامل قطعهبندی میکند.
in her lecture, she dissects the concept of justice.
در سخنرانیاش، او مفهوم عدالت را قطعهبندی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید