dissolvent

[ایالات متحده]/dɪˈzɒlvənt/
[بریتانیا]/dɪˈzɑlvənt/

ترجمه

adj. قابلیت حل شدن را داشتن \nn. ماده‌ای که یک حل شونده را حل می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dissolvent solution

حلال

polar dissolvent

حلال قطبی

non-polar dissolvent

حلال غیرقطبی

organic dissolvent

حلال آلی

aqueous dissolvent

حلال آبی

volatile dissolvent

حلال فرّار

dissolvent properties

خواص حلال

dissolvent mixture

مخلوط حلال

dissolvent usage

مصرف حلال

dissolvent action

عملکرد حلال

جملات نمونه

the chemist used a strong dissolvent to clean the equipment.

شیمی‌دان از یک حلال قوی برای تمیز کردن تجهیزات استفاده کرد.

this dissolvent is effective for removing paint.

این حلال برای از بین بردن رنگ موثر است.

always handle dissolvent with care to avoid accidents.

همیشه با احتیاط با حلال رفتار کنید تا از بروز حوادث جلوگیری شود.

the dissolvent evaporated quickly, leaving no residue.

حلال به سرعت تبخیر شد و هیچ اثری باقی نگذاشت.

different types of dissolvent are used for various applications.

انواع مختلفی از حلال برای کاربردهای مختلف استفاده می شود.

make sure the dissolvent is compatible with the material.

مطمئن شوید که حلال با مواد سازگار است.

the label on the dissolvent provides safety instructions.

برچسب روی حلال دستورالعمل های ایمنی را ارائه می دهد.

he mixed the dissolvent with water to dilute it.

او حلال را با آب مخلوط کرد تا آن را رقیق کند.

using a proper dissolvent can improve the cleaning process.

استفاده از یک حلال مناسب می تواند فرآیند تمیز کردن را بهبود بخشد.

some dissolvent can be harmful if inhaled.

برخی از حلال ها در صورت استنشاق می توانند مضر باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید