distances

[ایالات متحده]/ˈdɪstənsɪz/
[بریتانیا]/ˈdɪstənsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل فاصله؛ وسعت فضا بین دو نقطه؛ حالت دور بودن یا دور افتاده بودن؛ فاصله زمانی بین دو رویداد

عبارات و ترکیب‌ها

short distances

فاصله های کوتاه

long distances

فاصله های طولانی

varying distances

فاصله های متغیر

equal distances

فاصله های مساوی

great distances

فاصله های زیاد

measuring distances

اندازه گیری فاصله

travel distances

مسافت های سفر

distances apart

فاصله از یکدیگر

distances covered

مسافت های طی شده

distances involved

فاصله های درگیر

جملات نمونه

she measured the distances between the two cities.

او فاصله‌ها بین دو شهر را اندازه‌گیری کرد.

we need to calculate the distances for the road trip.

ما باید فاصله‌ها را برای سفر جاده‌ای محاسبه کنیم.

distances can affect how we plan our journey.

فاصله‌ها می‌توانند بر نحوه برنامه‌ریزی سفر ما تأثیر بگذارند.

the distances in space are truly mind-boggling.

فاصله‌های موجود در فضا واقعاً شگفت‌انگیز هستند.

she keeps a safe distance from strangers.

او فاصله ایمنی را از افراد غریبه حفظ می‌کند.

distances between friends can be challenging.

فاصله‌ها بین دوستان می‌تواند چالش‌برانگیز باشد.

he enjoys running long distances on weekends.

او از دویدن مسافت‌های طولانی در آخر هفته‌ها لذت می‌برد.

technology has reduced the distances in communication.

فناوری فاصله‌ها را در ارتباطات کاهش داده است.

the distances we travel shape our experiences.

فاصله‌هایی که طی می‌کنیم، تجربیات ما را شکل می‌دهند.

distances can sometimes create misunderstandings.

فاصله‌ها گاهی اوقات می‌توانند باعث سوء تفاهم شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید