distorter

[ایالات متحده]/dɪsˈtɔːtə/
[بریتانیا]/dɪsˈtɔrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاه یا شخصی که تحریف ایجاد می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

sound distorter

تغییر شکل صدا

image distorter

تغییر شکل تصویر

data distorter

تغییر شکل داده

signal distorter

تغییر شکل سیگنال

audio distorter

تغییر شکل صدا

video distorter

تغییر شکل ویدئو

light distorter

تغییر شکل نور

wave distorter

تغییر شکل موج

جملات نمونه

the media can often be a distorter of the truth.

رسانه ها اغلب می توانند تحریف کننده حقیقت باشند.

he is known as a distorter of facts in his reports.

او به دلیل تحریف حقایق در گزارش هایش شناخته شده است.

don't let a distorter influence your perception.

نذارید کسی که حقیقت را تحریف می‌کند، بر درک شما تأثیر بگذارد.

her words acted as a distorter of reality.

کلمات او به عنوان تحریف کننده واقعیت عمل کردند.

he is a master distorter of information.

او یک استاد تحریف اطلاعات است.

the politician was labeled a distorter of public opinion.

آن سیاستمدار به عنوان تحریف کننده افکار عمومی برچسب خورد.

some artists are seen as distorters of traditional forms.

برخی از هنرمندان به عنوان تحریف کننده فرم های سنتی دیده می شوند.

in debates, a distorter can mislead the audience.

در مناظره، یک تحریف کننده می تواند مخاطب را گمراه کند.

his perspective was a distorter of the actual events.

دیدگاه او تحریف کننده وقایع واقعی بود.

beware of the distorter who twists the narrative.

مراقب کسی باشید که داستان را تحریف می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید