distributee

[ایالات متحده]/dɪstrɪbjuːˈiː/
[بریتانیا]/dɪstrɪbjuːˈiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که سهمی از توزیع، به ویژه از یک املاک دریافت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

distributee rights

حقوق توزیع‌کننده

distributee share

سهم توزیع‌کننده

distributee interest

منافع توزیع‌کننده

distributee status

وضعیت توزیع‌کننده

distributee obligations

وظایف توزیع‌کننده

distributee agreement

توافقنامه توزیع‌کننده

distributee benefits

مزایای توزیع‌کننده

distributee allocation

تخصیص توزیع‌کننده

distributee notification

اطلاع‌رسانی به توزیع‌کننده

distributee claim

ادعای توزیع‌کننده

جملات نمونه

the distributee will receive their share of the inheritance.

وارث سهم خود را از ارث دریافت خواهد کرد.

each distributee must provide identification to claim their assets.

هر وارث باید مدارک شناسایی خود را برای مطالبه دارایی ارائه دهد.

the attorney explained the rights of each distributee.

وکیل از حقوق هر وارث توضیح داد.

in the will, the distributee was named as the primary beneficiary.

در وصیت‌نامه، وارث به عنوان ذینفع اصلی نامگذاری شده بود.

distributees should be aware of their tax obligations.

وارثان باید از تعهدات مالیاتی خود آگاه باشند.

the distributee received a notification about the distribution process.

وارث اخطاریه‌ای در مورد فرآیند توزیع دریافت کرد.

it's important for the distributee to understand the terms of the trust.

برای وارث مهم است که شرایط تراست را درک کند.

each distributee will be notified of their respective shares.

هر وارث از سهم خود مطلع خواهد شد.

the distributee must sign the agreement to finalize the distribution.

وارث باید برای نهایی کردن توزیع، توافقنامه را امضا کند.

conflicts may arise between distributees over the distribution of assets.

درگیری‌ها ممکن است بین وارثان بر سر توزیع دارایی‌ها ایجاد شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید