distribution-independent

[ایالات متحده]/[ˌdɪstrɪˈbjuːʃən ɪn.dɪˈpen.dənt]/
[بریتانیا]/[ˌdɪstrɪˈbjuːʃən ɪn.dɪˈpen.dənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وابسته به توزیع داده نمی‌باشد؛ تغییرات در توزیع داده را تأثیر نمی‌گذارد؛ مستقل از کانال توزیع.

عبارات و ترکیب‌ها

distribution-independent variable

متغیر مستقل از توزیع

distribution-independent model

مدل مستقل از توزیع

being distribution-independent

بودن مستقل از توزیع

distribution-independent approach

رویکرد مستقل از توزیع

distribution-independent assumption

فرضیه مستقل از توزیع

highly distribution-independent

بسیار مستقل از توزیع

distribution-independent property

ویژگی مستقل از توزیع

distribution-independent test

آزمون مستقل از توزیع

became distribution-independent

به‌طور مستقل از توزیع شد

inherently distribution-independent

به‌طور ذاتی مستقل از توزیع

جملات نمونه

the system's performance should be distribution-independent, regardless of the underlying infrastructure.

عملکرد سیستم باید به توزیع بستگی نداشته باشد، بدون توجه به زیرساخت‌های پشتیبان.

we aimed for a distribution-independent solution to ensure maximum portability across platforms.

ما به دنبال یک راه‌حلی بودیم که به توزیع بستگی نداشته باشد تا حداکثر قابل حملیت را در سراسر پلتفرم‌ها تضمین کنیم.

the application's behavior must be distribution-independent to maintain consistent user experience.

رفتار برنامه باید به توزیع بستگی نداشته باشد تا تجربه کاربری یکنواخت حفظ شود.

testing the software across different distributions highlighted the need for a distribution-independent design.

آزمایش نرم‌افزار در سراسر توزیع‌های مختلف نیاز به یک طراحی بدون توزیع را روشن کرد.

a distribution-independent build process simplifies deployment and reduces maintenance overhead.

فرآیند ساخت بدون توزیع، نصب را ساده‌تر می‌کند و هزینه‌های نگهداری را کاهش می‌دهد.

the core functionality is designed to be distribution-independent, minimizing environment-specific dependencies.

وظایف اصلی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که به توزیع بستگی نداشته باشند، به حداقل رساندن وابستگی‌های خاص محیط.

the team prioritized creating a distribution-independent testing environment for comprehensive validation.

تیم اولویت ایجاد محیط آزمایشی بدون توزیع را برای اعتبارسنجی جامع داشت.

achieving a truly distribution-independent application requires careful dependency management.

دستیابی به یک برنامه واقعی بدون توزیع نیازمند مدیریت دقیق وابستگی‌هاست.

the goal was a distribution-independent configuration that could adapt to various server setups.

هدف ایجاد یک پیکربندی بدون توزیع بود که بتواند به سیستم‌های مختلف سرور سازگار شود.

we developed a distribution-independent library to avoid platform-specific code.

ما یک کتابخانه بدون توزیع توسعه دادیم تا از کد‌های خاص پلتفرم خودداری کنیم.

the application's architecture promotes a distribution-independent approach to scaling and resilience.

معماری برنامه به رویکردی بدون توزیع در مقیاس‌گذاری و مقاومت تشویق می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید