divertable

[ایالات متحده]/dɪˈvɜːtəbl/
[بریتانیا]/dɪˈvɜːrtəbl/

ترجمه

adj. قابل تغییر یا انتقال شدن

عبارات و ترکیب‌ها

is divertable

قابل تغییر مسیر است

divertable funds

资金额度可转移

not divertable

قابل تغییر مسیر نیست

easily divertable

به راحتی قابل تغییر مسیر است

divertable traffic

ترافیک قابل تغییر مسیر

divertable water

آب قابل تغییر مسیر

highly divertable

بسیار قابل تغییر مسیر

divertable income

所得可转移

divertable resources

资原可转移

جملات نمونه

the river's course is easily divertable for agricultural irrigation purposes.

مسیر رودخانه به راحتی قابل تغییر برای منظورهای آبیاری کشاورزی است.

government emergency funds are potentially divertable to disaster relief programs.

پول‌های اضطراری دولت ممکن است به برنامه‌های کمک‌های بحرانی تغییر کاربرد یابد.

the software system allows for divertable network traffic during peak hours.

سیستم نرم‌افزاری امکان تغییر ترافیک شبکه در ساعات پیک را فراهم می‌کند.

attention is readily divertable from distracting elements to main tasks.

توجه به راحتی از عناصر مُغایر به وظایف اصلی قابل تغییر است.

the corporation has divertable assets that can be reallocated quickly.

شرکت دارای دارایی‌های قابل تغییر کاربرد است که می‌توانند به سرعت بازتوزیع شوند.

water flow in the irrigation system is highly divertable to different fields.

جریان آب در سیستم آبیاری به سادگی می‌تواند به مزارع مختلف تغییر کاربرد یابد.

medical resources are divertable between hospitals during health crises.

منابع پزشکی در بحران‌های سلامتی بین بیمارستان‌ها قابل تغییر کاربرد هستند.

the redirectable channels enable divertable broadcasting signals to various regions.

کانال‌های قابل تغییر امکان انتقال سیگنال‌های پخش را به مناطق مختلف فراهم می‌کنند.

manufacturing capacity is divertable to meet changing consumer demands.

ظرفیت تولید قابل تغییر کاربرد است تا بتواند تقاضاهای متفاوت مصرف‌کنندگان را برآورده کند.

public attention is not easily divertable once deeply focused on a social issue.

توجه عمومی یکبارکه به یک مسئله اجتماعی به شدت متمرکز شود، به راحتی قابل تغییر نیست.

the electrical grid has divertable power sources for emergency blackout situations.

شبکه برق دارای منابع توان قابل تغییر کاربرد برای شرایط اضطراری قطع برق است.

budget allocations are sometimes divertable during the fiscal year for urgent needs.

برخی اوقات در طول سال مالی، تخصیص‌های بودجه می‌توانند برای نیازهای اضطراری تغییر کاربرد یابند.

the city's traffic patterns are designed to be divertable during major construction projects.

الگوهای ترافیک شهر به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در طول پروژه‌های ساخت و ساز اصلی قابل تغییر باشند.

redirectable funding makes the research program divertable to emerging scientific priorities.

مبالغ قابل تغییر، برنامه تحقیقاتی را به اولویت‌های علمی جدید قابل تغییر می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید