dogma

[ایالات متحده]/ˈdɒɡmə/
[بریتانیا]/ˈdɔːɡmə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دکترین، اصل؛ نظری که به شیوه‌ای خودرأیانه بیان شده است.
Word Forms
جمعdogmas

عبارات و ترکیب‌ها

religious dogma

تعصبات مذهبی

blindly follow dogma

کورکورانه از دگماتیسم پیروی کردن

questioning dogma

سوال کردن درباره دگماتیسم

dogmatic beliefs

اعتقادات متعصبانه

جملات نمونه

the dogmas of faith.

اصول ایمان

the dogma of the Assumption

اصل اعتقاد

People are beginning to question the old dogmas.

مردم شروع به زیر سوال بردن باورهای قدیمی کرده اند.

The newspaper seeks to be independent of political dogma.

روزنامه به دنبال استقلال از دیدگاه های سیاسی باشد.

We throve to the winds the old dogma that government can give rights.

ما به باد گفتیم اصل قدیمی که دولت می تواند حقوق بدهد.

FOR MOST OF ITS 100-YEAR HISTORY, NEUROSCIENCE has embraced a central dogma: a mature adult's brain remains a stable, unchanging, computerlike machine with fixed memory and processing power.

برای بیشتر تاریخ 100 ساله آن، علوم اعصاب یک اصل مرکزی را پذیرفته است: مغز یک فرد بالغ و بالغ یک ماشین ثابت، غیرقابل تغییر، شبیه به کامپیوتر با حافظه و قدرت پردازش ثابت باقی می ماند.

نمونه‌های واقعی

Instead, it shields science from becoming unchallenged dogma.

در عوض، از تبدیل علم به یک اصل مسلم غیرقابل‌چالش جلوگیری می‌کند.

منبع: Bilingual Edition of TED-Ed Selected Speeches

The explanation of DNA conversion into RNA and finally RNA into proteins is called central dogma.

توضیح تبدیل DNA به RNA و در نهایت RNA به پروتئین‌ها، اصل مرکزی نامیده می‌شود.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

Don't be trapped by dogma, which is living with the results of other people's thinking.

در دام اصل مسلم نیفتید، که زندگی با نتایج تفکر دیگران است.

منبع: Steve Jobs' speech

The training they had is part of their " dogma" .

آموزشی که آن‌ها داشتند بخشی از "اصل مسلم" آن‌هاست.

منبع: CNN 10 Student English January 2021 Collection

I simply offer an alternate way of looking at this popular dogma.

من صرفاً یک راه جایگزین برای نگاه کردن به این اصل مسلم محبوب ارائه می‌دهم.

منبع: Rich Dad Poor Dad

He was at this time an odd mix of dogma and uncertainty.

او در آن زمان ترکیبی عجیب از اصل مسلم و عدم اطمینان بود.

منبع: The Power of Art - Jacques-Louis David

And that dogma happened because of a previous mother, and one before that.

و آن اصل مسلم به دلیل یک مادر قبلی و یک نفر قبل از آن اتفاق افتاد.

منبع: The Guardian (Article Version)

This is my reaction to a generation of overbearing immigrant mothers and their selfless-daughter dogma.

این واکنش من به نسلی از مادران مهاجر خودخواه و اصل مسلم دختران بی‌نیاز آن‌هاست.

منبع: The Guardian (Article Version)

No, except that rigidity and closed minds can be detrimental.Not dogma but feeling is important.

نه، مگر اینکه انعطاف‌ناپذیری و ذهن‌های بسته مضر باشند. نه اصل مسلم، بلکه احساس مهم است.

منبع: The Early Sessions

Universities are not immune to dogma, but they do aspire to a higher type of conversation.

دانشگاه‌ها در برابر اصل مسلم مصون نیستند، اما خواهان سطح بالاتری از گفتگو هستند.

منبع: Celebrity High School Opening Speech

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید