doled

[ایالات متحده]/dəʊld/
[بریتانیا]/doʊld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته مشارکتی از دُل
n. مزایای بیکاری

عبارات و ترکیب‌ها

dole out

توزیع

dole money

پول توزیع‌شده

dole food

غذا توزیع‌شده

dole aid

کمک توزیع‌شده

dole benefits

مزایای توزیع‌شده

dole support

حمایت توزیع‌شده

dole out help

کمک توزیع کردن

dole out resources

توزیع منابع

dole out cash

توزیع وجه نقد

dole out supplies

توزیع لوازم

جملات نمونه

she doled out the candy to all the children.

او شیرینی را بین تمام کودکان تقسیم کرد.

the teacher doled out assignments every week.

معلم هر هفته تکالیف را تقسیم می‌کرد.

he doled out compliments generously.

او به طور سخاوتمندانه تعارفات را تقسیم کرد.

they doled out the funds to various charities.

آنها بودجه را بین سازمان‌های خیریه مختلف تقسیم کردند.

the soup was doled out into bowls for everyone.

سوپ بین همه در کاسه‌ها تقسیم شد.

she doled out advice to her friends.

او نصیحت را به دوستانش تقسیم کرد.

he doled out his time to help the community.

او وقت خود را برای کمک به جامعه اختصاص داد.

they doled out the prizes at the end of the event.

جوایز در پایان رویداد بین آنها تقسیم شد.

the manager doled out responsibilities among the team.

مدیر مسئولیت‌ها را بین اعضای تیم تقسیم کرد.

she doled out her savings to help her family.

او پس انداز خود را برای کمک به خانواده‌اش اختصاص داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید