dole out
توزیع
dole money
پول توزیعشده
dole food
غذا توزیعشده
dole aid
کمک توزیعشده
dole benefits
مزایای توزیعشده
dole support
حمایت توزیعشده
dole out help
کمک توزیع کردن
dole out resources
توزیع منابع
dole out cash
توزیع وجه نقد
dole out supplies
توزیع لوازم
she doled out the candy to all the children.
او شیرینی را بین تمام کودکان تقسیم کرد.
the teacher doled out assignments every week.
معلم هر هفته تکالیف را تقسیم میکرد.
he doled out compliments generously.
او به طور سخاوتمندانه تعارفات را تقسیم کرد.
they doled out the funds to various charities.
آنها بودجه را بین سازمانهای خیریه مختلف تقسیم کردند.
the soup was doled out into bowls for everyone.
سوپ بین همه در کاسهها تقسیم شد.
she doled out advice to her friends.
او نصیحت را به دوستانش تقسیم کرد.
he doled out his time to help the community.
او وقت خود را برای کمک به جامعه اختصاص داد.
they doled out the prizes at the end of the event.
جوایز در پایان رویداد بین آنها تقسیم شد.
the manager doled out responsibilities among the team.
مدیر مسئولیتها را بین اعضای تیم تقسیم کرد.
she doled out her savings to help her family.
او پس انداز خود را برای کمک به خانوادهاش اختصاص داد.
dole out
توزیع
dole money
پول توزیعشده
dole food
غذا توزیعشده
dole aid
کمک توزیعشده
dole benefits
مزایای توزیعشده
dole support
حمایت توزیعشده
dole out help
کمک توزیع کردن
dole out resources
توزیع منابع
dole out cash
توزیع وجه نقد
dole out supplies
توزیع لوازم
she doled out the candy to all the children.
او شیرینی را بین تمام کودکان تقسیم کرد.
the teacher doled out assignments every week.
معلم هر هفته تکالیف را تقسیم میکرد.
he doled out compliments generously.
او به طور سخاوتمندانه تعارفات را تقسیم کرد.
they doled out the funds to various charities.
آنها بودجه را بین سازمانهای خیریه مختلف تقسیم کردند.
the soup was doled out into bowls for everyone.
سوپ بین همه در کاسهها تقسیم شد.
she doled out advice to her friends.
او نصیحت را به دوستانش تقسیم کرد.
he doled out his time to help the community.
او وقت خود را برای کمک به جامعه اختصاص داد.
they doled out the prizes at the end of the event.
جوایز در پایان رویداد بین آنها تقسیم شد.
the manager doled out responsibilities among the team.
مدیر مسئولیتها را بین اعضای تیم تقسیم کرد.
she doled out her savings to help her family.
او پس انداز خود را برای کمک به خانوادهاش اختصاص داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید