dominoess

[ایالات متحده]/ˈdɒmɪnəʊz/
[بریتانیا]/ˈdɑːmɪnoʊz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعات بازی استفاده شده در بازی دومینو؛ اثر مشابه با افتادن دومینوها؛ اصطلاح عامیانه برای دندان‌ها؛ اصطلاح عامیانه برای تاس

عبارات و ترکیب‌ها

falling dominoes

واژگونی دومینوها

dominoes effect

اثر دومینو

dominoes game

بازی دومینو

dominoes tiles

کاشی‌های دومینو

dominoes set

ست دومینو

dominoes chain

زنجیره دومینو

dominoes match

مسابقه دومینو

dominoes pieces

قطعات دومینو

dominoes strategy

استراتژی دومینو

dominoes tournament

تورنمنت دومینو

جملات نمونه

we played dominoes all night long.

ما تمام شب مشغول بازی دومینو بودیم.

he set up the dominoes in a long line.

او دومینوها را در یک خط طولانی چید.

knocking over the first dominoes caused a chain reaction.

نگون‌داشتن دومینوهای اول باعث ایجاد یک واکنش زنجیره‌ای شد.

dominoes is a game that requires strategy.

دومینوها یک بازی است که نیاز به استراتژی دارد.

she won the dominoes tournament last weekend.

او هفته گذشته مسابقات دومینو را برد.

they used colorful dominoes to decorate the table.

آنها از دومینوهای رنگارنگ برای تزئین میز استفاده کردند.

learning to play dominoes can be fun for kids.

یادگیری بازی دومینو می‌تواند برای کودکان سرگرم‌کننده باشد.

dominoes can be played in pairs or teams.

می‌توان دومینو را به صورت دو نفره یا تیمی بازی کرد.

he enjoys collecting vintage dominoes from around the world.

او از جمع‌آوری دومینوهای قدیمی از سراسر جهان لذت می‌برد.

setting up dominoes requires patience and precision.

چیدن دومینوها نیاز به صبر و دقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید