donning armor
پوشیدن زره
donning a mask
پوشیدن ماسک
donning a costume
پوشیدن لباس
donning gloves
پوشیدن دستکش
donning a cape
پوشیدن شنل
donning a hat
پوشیدن کلاه
donning a uniform
پوشیدن لباس فرم
donning a jacket
پوشیدن ژاکت
donning protective gear
پوشیدن تجهیزات محافظتی
donning a wig
پوشیدن موهای مصنوعی
she is donning her favorite dress for the party.
او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی می پوشد.
he was donning a helmet before riding his bike.
او قبل از سوار شدن به دوچرخه، کلاه ایمنی می پوشید.
donning a smile, she greeted her friends.
با لبخند، او به خوشامدگویی به دوستانش پرداخت.
they are donning their uniforms for the big game.
آنها برای بازی بزرگ، لباس های متحدالشکل خود را می پوشند.
the actor was donning a costume for the role.
بازیگر برای نقش، لباس پوشید.
donning a jacket, he stepped out into the cold.
با پوشیدن یک ژاکت، او به بیرون در هوای سرد قدم گذاشت.
she was donning makeup for the photo shoot.
او برای عکاسی، آرایش کرد.
he is donning his best suit for the interview.
او بهترین کت و شلوار خود را برای مصاحبه می پوشد.
donning gloves, she prepared to handle the chemicals.
با پوشیدن دستکش، او برای رسیدگی به مواد شیمیایی آماده شد.
they were donning protective gear before entering the site.
آنها قبل از ورود به محل، تجهیزات محافظتی پوشیدند.
donning armor
پوشیدن زره
donning a mask
پوشیدن ماسک
donning a costume
پوشیدن لباس
donning gloves
پوشیدن دستکش
donning a cape
پوشیدن شنل
donning a hat
پوشیدن کلاه
donning a uniform
پوشیدن لباس فرم
donning a jacket
پوشیدن ژاکت
donning protective gear
پوشیدن تجهیزات محافظتی
donning a wig
پوشیدن موهای مصنوعی
she is donning her favorite dress for the party.
او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی می پوشد.
he was donning a helmet before riding his bike.
او قبل از سوار شدن به دوچرخه، کلاه ایمنی می پوشید.
donning a smile, she greeted her friends.
با لبخند، او به خوشامدگویی به دوستانش پرداخت.
they are donning their uniforms for the big game.
آنها برای بازی بزرگ، لباس های متحدالشکل خود را می پوشند.
the actor was donning a costume for the role.
بازیگر برای نقش، لباس پوشید.
donning a jacket, he stepped out into the cold.
با پوشیدن یک ژاکت، او به بیرون در هوای سرد قدم گذاشت.
she was donning makeup for the photo shoot.
او برای عکاسی، آرایش کرد.
he is donning his best suit for the interview.
او بهترین کت و شلوار خود را برای مصاحبه می پوشد.
donning gloves, she prepared to handle the chemicals.
با پوشیدن دستکش، او برای رسیدگی به مواد شیمیایی آماده شد.
they were donning protective gear before entering the site.
آنها قبل از ورود به محل، تجهیزات محافظتی پوشیدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید