donning

[ایالات متحده]/ˈdɒnɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɑːnɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پوشیدن یا به تن کردن

عبارات و ترکیب‌ها

donning armor

پوشیدن زره

donning a mask

پوشیدن ماسک

donning a costume

پوشیدن لباس

donning gloves

پوشیدن دستکش

donning a cape

پوشیدن شنل

donning a hat

پوشیدن کلاه

donning a uniform

پوشیدن لباس فرم

donning a jacket

پوشیدن ژاکت

donning protective gear

پوشیدن تجهیزات محافظتی

donning a wig

پوشیدن موهای مصنوعی

جملات نمونه

she is donning her favorite dress for the party.

او لباس مورد علاقه خود را برای مهمانی می پوشد.

he was donning a helmet before riding his bike.

او قبل از سوار شدن به دوچرخه، کلاه ایمنی می پوشید.

donning a smile, she greeted her friends.

با لبخند، او به خوشامدگویی به دوستانش پرداخت.

they are donning their uniforms for the big game.

آنها برای بازی بزرگ، لباس های متحدالشکل خود را می پوشند.

the actor was donning a costume for the role.

بازیگر برای نقش، لباس پوشید.

donning a jacket, he stepped out into the cold.

با پوشیدن یک ژاکت، او به بیرون در هوای سرد قدم گذاشت.

she was donning makeup for the photo shoot.

او برای عکاسی، آرایش کرد.

he is donning his best suit for the interview.

او بهترین کت و شلوار خود را برای مصاحبه می پوشد.

donning gloves, she prepared to handle the chemicals.

با پوشیدن دستکش، او برای رسیدگی به مواد شیمیایی آماده شد.

they were donning protective gear before entering the site.

آنها قبل از ورود به محل، تجهیزات محافظتی پوشیدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید