doormat

[ایالات متحده]/'dɔːmæt/
[بریتانیا]/'dɔr'mæt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرشی که در خارج یا داخل در برای تمیز کردن کفش‌ها قرار داده می‌شود.
Word Forms
جمعdoormats

جملات نمونه

She wiped her feet on the doormat before entering the house.

او قبل از ورود به خانه، پاهایش را روی فرش پاگیر تمیز کرد.

The doormat was covered in mud after the rainstorm.

بعد از طوفان، فرش پاگیر پر از گل و لای بود.

I need to buy a new doormat for the front entrance.

من باید یک فرش پاگیر جدید برای ورودی جلو بخرم.

The doormat had a funny saying printed on it.

روی فرش پاگیر یک عبارت بامزه چاپ شده بود.

The doormat was worn out from years of use.

فرش پاگیر به دلیل سال‌ها استفاده کهنه شده بود.

The doormat kept the dirt from being tracked into the house.

فرش پاگیر از ورود خاک به خانه جلوگیری کرد.

I accidentally tripped over the doormat when I entered the room.

من به طور تصادفی هنگام ورود به اتاق روی فرش پاگیر زمین خوردم.

The doormat was a gift from a friend who loves puns.

فرش پاگیر هدیه‌ای از دوستی بود که عاشق بازی با کلمات است.

The doormat was made of eco-friendly materials.

فرش پاگیر از مواد سازگار با محیط زیست ساخته شده بود.

I need to shake out the doormat to get rid of the dirt.

من باید فرش پاگیر را تکان دهم تا خاک از بین برود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید