dopamine-independent

[ایالات متحده]/[ˌdɒpəˈmiːn ɪndɪˈpɛndənt]/
[بریتانیا]/[ˌdɑːpəˈmiːn ɪndɪˈpɛndənt]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. وابسته به دوپامین نمی‌باشد؛ بدون تأثیر دوپامین کار می‌کند؛ مربوط به یا با ویژگی عدم مشارکت دوپامین.

عبارات و ترکیب‌ها

dopamine-independent behavior

رفتار مستقل از دوپامین

becoming dopamine-independent

شدن مستقل از دوپامین

dopamine-independent pathways

مسیرهای مستقل از دوپامین

showing dopamine-independent

نمایش مستقل از دوپامین

remain dopamine-independent

ماندن مستقل از دوپامین

dopamine-independent system

سیستم مستقل از دوپامین

are dopamine-independent

هستند مستقل از دوپامین

initiate dopamine-independent

شروع کردن مستقل از دوپامین

highly dopamine-independent

بسیار مستقل از دوپامین

acting dopamine-independent

عمل کردن مستقل از دوپامین

جملات نمونه

the study investigated dopamine-independent mechanisms of reward processing in the brain.

این مطالعه به مکانیسم‌های غیروابسته به دوپامین در پردازش پاداش در مغز پرداخت.

we found a significant dopamine-independent pathway for social interaction motivation.

ما مسیری غیروابسته به دوپامین برای انگیزه تعامل اجتماعی کشف کردیم.

the patient showed a dopamine-independent response to the therapeutic intervention.

بیمار به درمان پاسخی غیروابسته به دوپامین نشان داد.

further research is needed to fully understand dopamine-independent signaling cascades.

برای درک کامل این زنجیره‌های علیت غیروابسته به دوپامین، تحقیقات بیشتری لازم است.

the model suggests a dopamine-independent role for glial cells in neuronal function.

این مدل یک نقش غیروابسته به دوپامین برای سلول‌های گلیال در عملکرد عصبی پیشنهاد می‌کند.

this dopamine-independent effect was observed across multiple experimental conditions.

این اثر غیروابسته به دوپامین در چندین شرایط تجربی مشاهده شد.

the team explored dopamine-independent plasticity following injury to the substantia nigra.

تیم به دنبال صدمات به ماده سیاه، پلاستیسیته غیروابسته به دوپامین را بررسی کرد.

genetic variations may influence dopamine-independent aspects of addiction vulnerability.

تغییرات ژنتیکی ممکن است جنبه‌های غیروابسته به دوپامین در آسیب‌پذیری نسبت به اعتیاد را تحت تأثیر قرار دهند.

the experiment focused on dopamine-independent changes in gene expression patterns.

این آزمایش روی تغییرات غیروابسته به دوپامین در الگوهای بیان ژن‌ها متمرکز بود.

understanding dopamine-independent processes is crucial for developing novel therapies.

درک فرایندهای غیروابسته به دوپامین برای توسعه درمان‌های جدید ضروری است.

the findings highlight a dopamine-independent contribution to motor learning.

یافته‌ها نقشی غیروابسته به دوپامین در یادگیری حرکتی را تاکید می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید