| جمع | doughnuts |
| صفت یا فعل حال استمراری | doughnutting |
coffee and doughnuts to go.
قهوه و دونات برای بیرون بردن.
glaze a doughnut; glaze pottery.
گلیز کردن دونات؛ گلیز کردن سفال.
I'd bet dollars to doughnuts he's a medical student.
من شرط میبندم که او دانشجوی پزشکی است.
dipped a doughnut into his coffee;
یک دونات را در قهوه اش فرو برد.
Familial Calvarial Doughnut Lesions-A Variant of Fibrous Dysplasia?
ضایعات دونات جمجمهای خانوادگی - یک نوع تغییرات دیسپلازی فیبروز؟
deep-fry doughnuts; deep-fried the chicken wings.
دونات ها را در روغن عمیق سرخ کرد؛ بال های مرغ را در روغن عمیق سرخ کرد.
Uh... We usually eat battercake, fried doughnuts,tea-boiled eggs, pickled vegetables and soybean milk etc. for breakfast.
اوه... ما معمولاً برای صبحانه کیک خمیر، دونات های سرخ شده، تخم مرغ آب شده چای، سبزیجات ترشی و شیر سویا و غیره می خوریم.
coffee and doughnuts to go.
قهوه و دونات برای بیرون بردن.
glaze a doughnut; glaze pottery.
گلیز کردن دونات؛ گلیز کردن سفال.
I'd bet dollars to doughnuts he's a medical student.
من شرط میبندم که او دانشجوی پزشکی است.
dipped a doughnut into his coffee;
یک دونات را در قهوه اش فرو برد.
Familial Calvarial Doughnut Lesions-A Variant of Fibrous Dysplasia?
ضایعات دونات جمجمهای خانوادگی - یک نوع تغییرات دیسپلازی فیبروز؟
deep-fry doughnuts; deep-fried the chicken wings.
دونات ها را در روغن عمیق سرخ کرد؛ بال های مرغ را در روغن عمیق سرخ کرد.
Uh... We usually eat battercake, fried doughnuts,tea-boiled eggs, pickled vegetables and soybean milk etc. for breakfast.
اوه... ما معمولاً برای صبحانه کیک خمیر، دونات های سرخ شده، تخم مرغ آب شده چای، سبزیجات ترشی و شیر سویا و غیره می خوریم.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید