doughnut

[ایالات متحده]/'dəʊnʌt/
[بریتانیا]/'do'nʌt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شیرینی شکل حلقه‌ای، معمولاً سرخ شده و شیرین، حلقه شتاب‌دهنده دایره‌ای برای ذرات زیراتمی، اتاقک وکیوم حلقوی.
Word Forms
جمعdoughnuts
صفت یا فعل حال استمراریdoughnutting

جملات نمونه

coffee and doughnuts to go.

قهوه و دونات برای بیرون بردن.

glaze a doughnut; glaze pottery.

گلیز کردن دونات؛ گلیز کردن سفال.

I'd bet dollars to doughnuts he's a medical student.

من شرط می‌بندم که او دانشجوی پزشکی است.

dipped a doughnut into his coffee;

یک دونات را در قهوه اش فرو برد.

Familial Calvarial Doughnut Lesions-A Variant of Fibrous Dysplasia?

ضایعات دونات جمجمه‌ای خانوادگی - یک نوع تغییرات دیسپلازی فیبروز؟

deep-fry doughnuts; deep-fried the chicken wings.

دونات ها را در روغن عمیق سرخ کرد؛ بال های مرغ را در روغن عمیق سرخ کرد.

Uh... We usually eat battercake, fried doughnuts,tea-boiled eggs, pickled vegetables and soybean milk etc. for breakfast.

اوه... ما معمولاً برای صبحانه کیک خمیر، دونات های سرخ شده، تخم مرغ آب شده چای، سبزیجات ترشی و شیر سویا و غیره می خوریم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید