| جمع | draperies |
window drapery
پرده پنجره
velvet drapery
پرده مخمل
sheer drapery fabric
پارچه پرده نازک
drapery hardware
سخت افزار پرده
custom drapery
پرده سفارشی
drapery panel
پنل پرده
drapery tiebacks
نگهدارنده پرده
drapery design
طراحی پرده
drapery trim
تزیین پرده
blackout drapery
پرده blackout
a cot swathed in draperies and blue ribbons.
یک تخت پوشیده با پارچهها و روبانهای آبی
she was trying to match the draperies to the couch.
او سعی داشت پردهها را با مبل تطبیق دهد.
drapery fell from their human forms plumb down.
پردهها از شکلهای انسانی به طور مستقیم پایین میافتید.
Crimson draperies were looped along the walls.
پردههای سرخ در امتداد دیوارها قرار داشتند.
the loose folds of the drapery; clothes stacked in neat folds.
چینهای شل پرده؛ لباسهایی که به صورت مرتب چیده شدهاند.
6 There were white cotton draperies and violet hangings, held by cords of crimson byssus from silver rings on marble pillars.
6 پردههای سفید نخی و آویزهای بنفسی وجود داشت که با طنابهای سرخ از حلقههای نقرهای روی ستونهای مرمر نگه داشته شده بودند.
curtain tracks, drapery hardware,...curtain rails, curtain rods,...curtain fitting, curtain finials,...curtain rings, curtain batons,...
ریل پرده، سخت افزار پرده، ... ریل پرده، میله پرده، ... نصب پرده، سرپایههای پرده، ... حلقههای پرده، چوبهای پرده، ...
the richer puddings had vanished;the sausage, with his drapery wrapped about him, barely lingered in a pleasant thanatopsis with the buckwheats and the sweet but doomed maple.
پودینگهای غنیتر ناپدید شده بودند؛ سوسیس، با پردهای که دورش پیچیده شده بود، به سختی در یک تانتاپسی دلپذیر با کاستردهای ذرت و افطار شیرین اما سرنوشتساز، باقی مانده بود.
window drapery
پرده پنجره
velvet drapery
پرده مخمل
sheer drapery fabric
پارچه پرده نازک
drapery hardware
سخت افزار پرده
custom drapery
پرده سفارشی
drapery panel
پنل پرده
drapery tiebacks
نگهدارنده پرده
drapery design
طراحی پرده
drapery trim
تزیین پرده
blackout drapery
پرده blackout
a cot swathed in draperies and blue ribbons.
یک تخت پوشیده با پارچهها و روبانهای آبی
she was trying to match the draperies to the couch.
او سعی داشت پردهها را با مبل تطبیق دهد.
drapery fell from their human forms plumb down.
پردهها از شکلهای انسانی به طور مستقیم پایین میافتید.
Crimson draperies were looped along the walls.
پردههای سرخ در امتداد دیوارها قرار داشتند.
the loose folds of the drapery; clothes stacked in neat folds.
چینهای شل پرده؛ لباسهایی که به صورت مرتب چیده شدهاند.
6 There were white cotton draperies and violet hangings, held by cords of crimson byssus from silver rings on marble pillars.
6 پردههای سفید نخی و آویزهای بنفسی وجود داشت که با طنابهای سرخ از حلقههای نقرهای روی ستونهای مرمر نگه داشته شده بودند.
curtain tracks, drapery hardware,...curtain rails, curtain rods,...curtain fitting, curtain finials,...curtain rings, curtain batons,...
ریل پرده، سخت افزار پرده، ... ریل پرده، میله پرده، ... نصب پرده، سرپایههای پرده، ... حلقههای پرده، چوبهای پرده، ...
the richer puddings had vanished;the sausage, with his drapery wrapped about him, barely lingered in a pleasant thanatopsis with the buckwheats and the sweet but doomed maple.
پودینگهای غنیتر ناپدید شده بودند؛ سوسیس، با پردهای که دورش پیچیده شده بود، به سختی در یک تانتاپسی دلپذیر با کاستردهای ذرت و افطار شیرین اما سرنوشتساز، باقی مانده بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید