a drizzly day
یک روز بارانی ملایم
drizzly weather
آب و هوای ملایم و بارانی
wet and drizzly
خیس و ملایم
drizzly rain
باران ملایم
dreary and drizzly
ملایم و دلگیر
drizzly skies
آسمان ملایم و بارانی
The drizzly weather made the streets slick.
هواى بارانى خيس و ليز باعث شد خيابان ها خيس شوند.
I decided to stay indoors on this drizzly day.
من تصمیم گرفتم در این روز بارانی در خانه بمانم.
She wore a raincoat to protect herself from the drizzly rain.
او برای محافظت از خود در برابر باران ملایم، یک بارانی پوشید.
The drizzly conditions didn't stop the outdoor event.
شرایط بارانی مانع از توقف رویداد فضای باز نشد.
The drizzly sky cast a gloomy atmosphere over the city.
آسمان بارانی فضایی دلگیر را بر شهر سایه افکند.
We enjoyed a drizzly walk in the park.
ما از پیاده روی بارانی در پارک لذت بردیم.
The drizzly morning gradually turned into a heavy downpour.
صبح بارانی به تدریج به یک باران شدید تبدیل شد.
The drizzly weather affected the visibility on the roads.
هواى بارانى دید را در جاده ها تحت تاثیر قرار داد.
Despite the drizzly forecast, they decided to go camping.
با وجود پیش بینی بارانی، آنها تصمیم گرفتند کمپینگ بروند.
The drizzly days of spring are common in this region.
روزهای بارانی بهار در این منطقه رایج است.
a drizzly day
یک روز بارانی ملایم
drizzly weather
آب و هوای ملایم و بارانی
wet and drizzly
خیس و ملایم
drizzly rain
باران ملایم
dreary and drizzly
ملایم و دلگیر
drizzly skies
آسمان ملایم و بارانی
The drizzly weather made the streets slick.
هواى بارانى خيس و ليز باعث شد خيابان ها خيس شوند.
I decided to stay indoors on this drizzly day.
من تصمیم گرفتم در این روز بارانی در خانه بمانم.
She wore a raincoat to protect herself from the drizzly rain.
او برای محافظت از خود در برابر باران ملایم، یک بارانی پوشید.
The drizzly conditions didn't stop the outdoor event.
شرایط بارانی مانع از توقف رویداد فضای باز نشد.
The drizzly sky cast a gloomy atmosphere over the city.
آسمان بارانی فضایی دلگیر را بر شهر سایه افکند.
We enjoyed a drizzly walk in the park.
ما از پیاده روی بارانی در پارک لذت بردیم.
The drizzly morning gradually turned into a heavy downpour.
صبح بارانی به تدریج به یک باران شدید تبدیل شد.
The drizzly weather affected the visibility on the roads.
هواى بارانى دید را در جاده ها تحت تاثیر قرار داد.
Despite the drizzly forecast, they decided to go camping.
با وجود پیش بینی بارانی، آنها تصمیم گرفتند کمپینگ بروند.
The drizzly days of spring are common in this region.
روزهای بارانی بهار در این منطقه رایج است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید