drizzly

[ایالات متحده]/ˈdrɪzli/
[بریتانیا]/ˈdrɪzli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بارانی به آرامی با قطرات ریز، شبیه به نم نم باران

عبارات و ترکیب‌ها

a drizzly day

یک روز بارانی ملایم

drizzly weather

آب و هوای ملایم و بارانی

wet and drizzly

خیس و ملایم

drizzly rain

باران ملایم

dreary and drizzly

ملایم و دلگیر

drizzly skies

آسمان ملایم و بارانی

جملات نمونه

The drizzly weather made the streets slick.

هواى بارانى خيس و ليز باعث شد خيابان ها خيس شوند.

I decided to stay indoors on this drizzly day.

من تصمیم گرفتم در این روز بارانی در خانه بمانم.

She wore a raincoat to protect herself from the drizzly rain.

او برای محافظت از خود در برابر باران ملایم، یک بارانی پوشید.

The drizzly conditions didn't stop the outdoor event.

شرایط بارانی مانع از توقف رویداد فضای باز نشد.

The drizzly sky cast a gloomy atmosphere over the city.

آسمان بارانی فضایی دلگیر را بر شهر سایه افکند.

We enjoyed a drizzly walk in the park.

ما از پیاده روی بارانی در پارک لذت بردیم.

The drizzly morning gradually turned into a heavy downpour.

صبح بارانی به تدریج به یک باران شدید تبدیل شد.

The drizzly weather affected the visibility on the roads.

هواى بارانى دید را در جاده ها تحت تاثیر قرار داد.

Despite the drizzly forecast, they decided to go camping.

با وجود پیش بینی بارانی، آنها تصمیم گرفتند کمپینگ بروند.

The drizzly days of spring are common in this region.

روزهای بارانی بهار در این منطقه رایج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید