dromedary

[ایالات متحده]/ˈdrɒməˌdɛri/
[بریتانیا]/ˈdrɑːməˌdɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شتر یک کوهان
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

dromedary camel

شتر یک‌کوهانه

dromedary herd

گله شتر

dromedary racing

مسابقه شتر

dromedary milk

شیر شتر

dromedary population

جمعیت شتر

dromedary species

گونه‌های شتر

dromedary caravan

کاروان شتر

dromedary export

صادر کردن شتر

dromedary habitat

زیستگاه شتر

dromedary trade

معاملات شتر

جملات نمونه

the dromedary is well adapted to desert life.

اژدهای عربی به خوبی با زندگی در صحرا سازگار شده است.

many cultures rely on the dromedary for transportation.

فرهنگ‌های بسیاری برای حمل و نقل به اژدهای عربی متکی هستند.

the dromedary can survive long periods without water.

اژدهای عربی می‌تواند برای مدت طولانی بدون آب زنده بماند.

in some regions, the dromedary is considered a valuable asset.

در برخی مناطق، اژدهای عربی به عنوان یک دارایی ارزشمند در نظر گرفته می‌شود.

the dromedary's hump stores fat for energy.

کوهان اژدهای عربی چربی را برای انرژی ذخیره می‌کند.

dromedaries are often used in camel racing events.

اژدهای عربی اغلب در مسابقات دوچرخه سواری مورد استفاده قرار می‌گیرند.

tourists enjoy riding dromedaries in the desert.

گردشگران از سواری با اژدهای عربی در صحرا لذت می‌برند.

the dromedary's unique gait is fascinating to observe.

حالت راه رفتن منحصر به فرد اژدهای عربی برای مشاهده جالب است.

breeding dromedaries requires special knowledge and care.

پرورش اژدهای عربی نیاز به دانش و مراقبت ویژه دارد.

dromedaries can travel long distances with little food.

اژدهای عربی می‌توانند با کمی غذا مسافت‌های طولانی را طی کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید