dullard

[ایالات متحده]/'dʌləd/
[بریتانیا]/'dʌlɑrd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احمق، بی‌خود
Word Forms
جمعdullards

جملات نمونه

He is often mocked for being a dullard.

او اغلب به خاطر کند ذهن بودن مورد تمسخر قرار می‌گیرد.

The dullard failed to understand the concept.

آن فرد کند ذهن نتوانست مفهوم را درک کند.

She couldn't stand working with a dullard like him.

او نمی‌توانست با فردی کند ذهن مانند او کار کند.

The teacher found it challenging to teach the dullard students.

معلم آموزش دادن به دانش‌آموزان کند ذهن را چالش‌برانگیز یافت.

His dullard behavior made everyone lose patience.

رفتار کند ذهن او باعث شد همه صبور خود را از دست بدهند.

The dullard's lack of curiosity was evident in his responses.

بی‌حوصلگی آن فرد کند ذهن در پاسخ‌هایش آشکار بود.

Despite his dullard reputation, he managed to succeed in his career.

با وجود شهرت کند ذهن او، او توانست در حرفه خود موفق شود.

The dullard's lack of attention to detail led to many mistakes.

بی‌توجهی آن فرد کند ذهن به جزئیات منجر به اشتباهات زیادی شد.

Her dullard husband always forgot important dates.

همسر کند ذهن او همیشه تاریخ‌های مهم را فراموش می‌کرد.

The dullard's slow comprehension frustrated his colleagues.

درک کند او توسط همکارانش آزار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید