dustpan

[ایالات متحده]/'dʌs(t)pæn/
[بریتانیا]/'dʌstpæn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ظرفی با دسته و کف صاف، که برای جمع‌آوری گرد و غبار و کثیفی استفاده می‌شود
Word Forms
جمعdustpans

جملات نمونه

I used the dustpan to clean up the spilled flour.

من از خاک‌گوش برای تمیز کردن آرد ریخته شده استفاده کردم.

She grabbed the dustpan and broom to sweep the kitchen floor.

او خاک‌گوش و جارو را برداشت تا کف آشپزخانه را جارو کند.

The dustpan is missing from the cleaning supplies.

خاک‌گوش از لوازم نظافتی گم شده است.

He found the dustpan hidden behind the washing machine.

او خاک‌گوش را که پشت ماشین لباسشویی پنهان شده بود، پیدا کرد.

Please empty the dustpan into the trash bin.

لطفاً خاک‌گوش را داخل سطل زباله خالی کنید.

The dustpan and brush set is on sale at the hardware store.

ست خاک‌گوش و برس با تخفیف در فروشگاه ابزار فروشی به فروش می‌رسد.

I accidentally kicked the dustpan under the table.

من ناخواسته خاک‌گوش را زیر میز لگد زدم.

The dustpan has a long handle for easy use.

خاک‌گوش دارای یک دسته بلند برای استفاده آسان است.

She scooped up the broken glass with the dustpan.

او با خاک‌گوش شیشه شکسته را جمع کرد.

The dustpan is made of durable plastic material.

خاک‌گوش از مواد پلاستیک با دوام ساخته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید