dyspnea

[ایالات متحده]/dɪsˈpniːə/
[بریتانیا]/dɪsˈpniːə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنفس دشوار یا زحمت‌کش
Word Forms
جمعdyspneas

عبارات و ترکیب‌ها

acute dyspnea

تنگی نفس حاد

chronic dyspnea

تنگی نفس مزمن

dyspnea on exertion

تنگی نفس با تلاش

dyspnea scale

مقیاس تنگی نفس

dyspnea assessment

ارزیابی تنگی نفس

dyspnea relief

تسکین تنگی نفس

dyspnea management

مدیریت تنگی نفس

dyspnea symptoms

علائم تنگی نفس

dyspnea treatment

درمان تنگی نفس

dyspnea evaluation

ارزیابی تنگی نفس

جملات نمونه

patients with dyspnea may require supplemental oxygen.

بیماران مبتلا به تنگی نفس ممکن است به اکسیژن اضافی نیاز داشته باشند.

dyspnea can be a symptom of various underlying conditions.

تنگی نفس می‌تواند علامتی از شرایط زمینه‌ای مختلف باشد.

during exercise, some individuals may experience dyspnea.

در طول ورزش، برخی از افراد ممکن است دچار تنگی نفس شوند.

it is important to assess the severity of dyspnea in patients.

ارزیابی شدت تنگی نفس در بیماران مهم است.

dyspnea can significantly impact a person's quality of life.

تنگی نفس می‌تواند به طور قابل توجهی بر کیفیت زندگی یک فرد تأثیر بگذارد.

chronic dyspnea often requires a comprehensive evaluation.

تنگی نفس مزمن اغلب نیاز به ارزیابی جامع دارد.

managing dyspnea effectively is crucial for patient care.

مدیریت مؤثر تنگی نفس برای مراقبت از بیمار بسیار مهم است.

some medications can help alleviate symptoms of dyspnea.

برخی از داروها می‌توانند به تسکین علائم تنگی نفس کمک کنند.

dyspnea may worsen in individuals with asthma.

تنگی نفس ممکن است در افراد مبتلا به آسم تشدید شود.

monitoring dyspnea is essential during respiratory assessments.

نظارت بر تنگی نفس در طول ارزیابی‌های تنفسی ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید