earthborn

[ایالات متحده]/ˈɜːθbɔːn/
[بریتانیا]/ˈɜrθbɔrn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زادهٔ زمین; فانی; دنیوی

عبارات و ترکیب‌ها

earthborn spirit

روح زمینی

earthborn being

وجود زمینی

earthborn life

حیات زمینی

earthborn nature

طبیعت زمینی

earthborn creature

موجود زمینی

earthborn essence

جوهر زمینی

earthborn force

نیروی زمینی

earthborn heritage

ارثیه زمینی

earthborn connection

ارتباط زمینی

earthborn wisdom

خرد زمینی

جملات نمونه

the earthborn creatures thrive in their natural habitat.

موجودات زمینی در زیستگاه طبیعی خود رشد می‌کنند.

many earthborn species are facing extinction.

بسیاری از گونه‌های زمینی در معرض خطر انقراض قرار دارند.

earthborn plants are essential for the ecosystem.

گیاهان زمینی برای اکوسیستم ضروری هستند.

we must protect earthborn wildlife from pollution.

ما باید حیات وحش زمینی را از آلودگی محافظت کنیم.

earthborn traditions are rich in history.

رسوم زمینی غنی از تاریخ هستند.

the earthborn community celebrates its heritage.

جامعه زمینی از میراث خود جشن می‌گیرد.

earthborn myths often reflect the culture of a region.

افسانه‌های زمینی اغلب بازتابی از فرهنگ یک منطقه هستند.

she feels a deep connection to her earthborn roots.

او ارتباط عمیقی با ریشه‌های زمینی خود احساس می‌کند.

earthborn values emphasize respect for nature.

ارزش‌های زمینی بر احترام به طبیعت تاکید دارند.

he is an earthborn artist inspired by his surroundings.

او یک هنرمند زمینی است که از محیط اطراف خود الهام می‌گیرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید