earthmover

[ایالات متحده]/ˈɜːθˌmuːvə/
[بریتانیا]/ˈɜrθˌmuːvər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ماشین بزرگ مورد استفاده برای حرکت دادن زمین و خاک؛ بولدوزر سنگین
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

earthmover operator

اپراتور بولدوزر

large earthmover

بولدوزر بزرگ

earthmover rental

اجاره بولدوزر

mini earthmover

بولدوزر کوچک

earthmover project

پروژه بولدوزر

earthmover maintenance

تعمیرات بولدوزر

earthmover fleet

ناوگان بولدوزر

used earthmover

بولدوزر دست دوم

earthmover specifications

مشخصات بولدوزر

earthmover operator's manual

دفترچه راهنمای کاربر بولدوزر

جملات نمونه

the earthmover cleared the site for the new building.

لودر زمین‌بر场地 را برای ساختمان جدید پاکسازی کرد.

they used an earthmover to dig the foundation.

آنها از لودر زمین‌بر برای کندن پی استفاده کردند.

the earthmover was essential for the construction project.

لودر زمین‌بر برای پروژه ساختمانی ضروری بود.

he operated the earthmover with great skill.

او با مهارت فراوان لودر زمین‌بر را اداره کرد.

we rented an earthmover to speed up the landscaping.

ما یک لودر زمین‌بر اجاره کردیم تا فضای سبز را سریع‌تر کنیم.

the earthmover's powerful engine made the job easier.

موتور قدرتمند لودر زمین‌بر انجام کار را آسان‌تر کرد.

after the storm, the earthmover helped clear the debris.

بعد از طوفان، لودر زمین‌بر به پاکسازی آوارها کمک کرد.

using an earthmover can save a lot of time on large projects.

استفاده از لودر زمین‌بر می‌تواند در پروژه‌های بزرگ زمان زیادی را صرفه‌جویی کند.

the earthmover was parked near the construction site.

لودر زمین‌بر در نزدیکی محل ساخت و ساز پارک شده بود.

he was trained to operate various types of earthmovers.

او برای کار با انواع مختلف لودر زمین‌بر آموزش دیده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید