earthworm

[ایالات متحده]/'ɜːθwɜːm/
[بریتانیا]/'ɝθwɝm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک حیوان باریک و طویل با بخش‌های segmented که در خاک زندگی می‌کند و به عنوان کرم خاکی نیز شناخته می‌شود
Word Forms

جملات نمونه

Earthworms burrow deep into the subsoil.

کرم‌های خاکی عمیقاً در لایه زیرین خاک فرو می‌روند.

Earthworms comminute the mineral fraction of soils.

کرم‌های خاکی بخش معدنی خاک را خرد می‌کنند.

cylindrical mass of earth voided by a burrowing earthworm or lugworm.

توده استوانه‌ای از خاک که توسط کرم خاکی یا کرم لنگری حفر می‌شود.

When the earthworm appears in the morning,the sun will shine brightly.

وقتی کرم خاکی صبح پدیدار می‌شود، خورشید به شدت می‌تابد.

Thirty-four years ago only a few earthworms, if any, could be found in a spadeful of his soil.

سی و چهار سال پیش، فقط تعداد کمی کرم خاکی، در صورت وجود، در یک مشت خاک پیدا می‌شد.

.Ornamental fish feedstuff: FD Shrimp, FD Bloodworm, FD Water Earthworm (Tubifex), FD Moliter (Mealworm), FD Cricket, FD Grasshopper and so on.

.تغذیه ماهی زینتی: میگوی FD، کرم خون FD، کرم خاکی آب FD (Tubifex)، مولیت FD (Mealworm)، کریکت FD، جانشین FD و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید