eddying

[ایالات متحده]/ˈɛdɪŋ/
[بریتانیا]/ˈɛdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به گرداب‌ها; چرخشی
n. یک گرداب; حرکت دایره‌ای آب
v. عمل چرخش یا تشکیل گرداب‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

eddying winds

وزش بادهای چرخشی

eddying water

آب‌های چرخشی

eddying leaves

برگ‌های چرخشی

eddying smoke

دود چرخشی

eddying currents

جریانات چرخشی

eddying snow

برف چرخشی

eddying dust

گرد و غبار چرخشی

eddying air

هواهای چرخشی

eddying thoughts

افکار چرخشی

eddying clouds

ابر‌های چرخشی

جملات نمونه

the leaves were eddying in the autumn breeze.

برگ‌ها در نسیم پاییزی به این سو و آن سو می‌چرخیدند.

we watched the eddying waters of the river.

ما شاهد آب‌های چرخشی رودخانه بودیم.

his thoughts were eddying with uncertainty.

افکارش با سردرگمی به این سو و آن سو می‌رفتند.

the eddying snowflakes created a magical scene.

برف‌های چرخشی صحنه‌ای جادویی ایجاد کردند.

she felt her emotions eddying inside her.

او احساس کرد احساساتش در درونش به این سو و آن سو می‌چرخند.

the eddying fog made the road hard to see.

مه چرخشی باعث شد دیدن جاده سخت باشد.

children laughed as they watched the eddying leaves.

بچه‌ها در حالی که برگ‌های چرخشی را تماشا می‌کردند، می‌خندیدند.

he stood mesmerized by the eddying currents of the ocean.

او مجذوب جریان‌های چرخشی اقیانوس شد.

the eddying smoke from the campfire danced in the air.

دود چرخشی آتش‌افروزی در هوا می‌رقصید.

as the storm approached, the eddying clouds darkened the sky.

همانطور که طوفان نزدیک می‌شد، ابرها به این سو و آن سو می‌چرخیدند و آسمان را تیره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید