eddying winds
وزش بادهای چرخشی
eddying water
آبهای چرخشی
eddying leaves
برگهای چرخشی
eddying smoke
دود چرخشی
eddying currents
جریانات چرخشی
eddying snow
برف چرخشی
eddying dust
گرد و غبار چرخشی
eddying air
هواهای چرخشی
eddying thoughts
افکار چرخشی
eddying clouds
ابرهای چرخشی
the leaves were eddying in the autumn breeze.
برگها در نسیم پاییزی به این سو و آن سو میچرخیدند.
we watched the eddying waters of the river.
ما شاهد آبهای چرخشی رودخانه بودیم.
his thoughts were eddying with uncertainty.
افکارش با سردرگمی به این سو و آن سو میرفتند.
the eddying snowflakes created a magical scene.
برفهای چرخشی صحنهای جادویی ایجاد کردند.
she felt her emotions eddying inside her.
او احساس کرد احساساتش در درونش به این سو و آن سو میچرخند.
the eddying fog made the road hard to see.
مه چرخشی باعث شد دیدن جاده سخت باشد.
children laughed as they watched the eddying leaves.
بچهها در حالی که برگهای چرخشی را تماشا میکردند، میخندیدند.
he stood mesmerized by the eddying currents of the ocean.
او مجذوب جریانهای چرخشی اقیانوس شد.
the eddying smoke from the campfire danced in the air.
دود چرخشی آتشافروزی در هوا میرقصید.
as the storm approached, the eddying clouds darkened the sky.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، ابرها به این سو و آن سو میچرخیدند و آسمان را تیره کردند.
eddying winds
وزش بادهای چرخشی
eddying water
آبهای چرخشی
eddying leaves
برگهای چرخشی
eddying smoke
دود چرخشی
eddying currents
جریانات چرخشی
eddying snow
برف چرخشی
eddying dust
گرد و غبار چرخشی
eddying air
هواهای چرخشی
eddying thoughts
افکار چرخشی
eddying clouds
ابرهای چرخشی
the leaves were eddying in the autumn breeze.
برگها در نسیم پاییزی به این سو و آن سو میچرخیدند.
we watched the eddying waters of the river.
ما شاهد آبهای چرخشی رودخانه بودیم.
his thoughts were eddying with uncertainty.
افکارش با سردرگمی به این سو و آن سو میرفتند.
the eddying snowflakes created a magical scene.
برفهای چرخشی صحنهای جادویی ایجاد کردند.
she felt her emotions eddying inside her.
او احساس کرد احساساتش در درونش به این سو و آن سو میچرخند.
the eddying fog made the road hard to see.
مه چرخشی باعث شد دیدن جاده سخت باشد.
children laughed as they watched the eddying leaves.
بچهها در حالی که برگهای چرخشی را تماشا میکردند، میخندیدند.
he stood mesmerized by the eddying currents of the ocean.
او مجذوب جریانهای چرخشی اقیانوس شد.
the eddying smoke from the campfire danced in the air.
دود چرخشی آتشافروزی در هوا میرقصید.
as the storm approached, the eddying clouds darkened the sky.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، ابرها به این سو و آن سو میچرخیدند و آسمان را تیره کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید