elucidators

[ایالات متحده]/ɪˈluːsɪdeɪtəz/
[بریتانیا]/ɪˈluːsɪˌdeɪtərz/

ترجمه

n. افرادی که چیزی را توضیح می‌دهند یا روشن می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

key elucidators

راه‌گشایان کلیدی

effective elucidators

راه‌گشایان مؤثر

visual elucidators

راه‌گشایان بصری

primary elucidators

راه‌گشایان اصلی

dynamic elucidators

راه‌گشایان پویایی

critical elucidators

راه‌گشایان حیاتی

conceptual elucidators

راه‌گشایان مفهومی

scientific elucidators

راه‌گشایان علمی

innovative elucidators

راه‌گشایان نوآورانه

cultural elucidators

راه‌گشایان فرهنگی

جملات نمونه

elucidators help clarify complex concepts.

توضیحات‌دهندگان به روشن‌سازی مفاهیم پیچیده کمک می‌کنند.

teachers often act as elucidators in the classroom.

معلم‌ها اغلب به عنوان توضیحات‌دهنده در کلاس درس عمل می‌کنند.

elucidators provide insights into difficult subjects.

توضیحات‌دهندگان بینش‌هایی در مورد موضوعات دشوار ارائه می‌دهند.

we need more elucidators to explain this theory.

ما به توضیحات‌دهندگان بیشتری برای توضیح این نظریه نیاز داریم.

elucidators can bridge the gap between knowledge and understanding.

توضیحات‌دهندگان می‌توانند شکاف بین دانش و درک را پر کنند.

in discussions, elucidators play a crucial role.

در بحث‌ها، توضیحات‌دهندگان نقش مهمی ایفا می‌کنند.

elucidators simplify the information for better comprehension.

توضیحات‌دهندگان اطلاعات را برای درک بهتر ساده می‌کنند.

good elucidators can make any topic accessible.

توضیحات‌دهندگان خوب می‌توانند هر موضوعی را قابل دسترس کنند.

elucidators often use examples to enhance understanding.

توضیحات‌دهندگان اغلب از مثال‌ها برای افزایش درک استفاده می‌کنند.

we should appreciate the work of elucidators in education.

ما باید از تلاش‌های توضیحات‌دهندگان در آموزش قدردانی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید