emceeing events
اجرای مجری در رویدادها
emceeing shows
اجرای مجری در نمایشها
emceeing parties
اجرای مجری در مهمانیها
emceeing weddings
اجرای مجری در عروسیها
emceeing contests
اجرای مجری در مسابقات
emceeing ceremonies
اجرای مجری در مراسم
emceeing festivals
اجرای مجری در جشنوارهها
emceeing galas
اجرای مجری در گردهماییها
emceeing events live
اجرای مجری در رویدادها به صورت زنده
emceeing the crowd
اجرای مجری برای جمعیت
she is emceeing the charity event this weekend.
او در حال اجرای مجریگری رویداد خیریه این آخر هفته است.
the school talent show needs someone experienced in emceeing.
نمایش استعداد مدرسه به کسی نیاز دارد که تجربه اجرای مجریگری داشته باشد.
he has a natural talent for emceeing parties.
او استعداد طبیعی برای اجرای مجریگری در مهمانیها دارد.
emceeing requires good communication skills.
اجرای مجریگری به مهارتهای ارتباطی خوب نیاز دارد.
she enjoys emceeing events for her friends.
او از اجرای مجریگری رویدادها برای دوستانش لذت میبرد.
emceeing a wedding can be both fun and challenging.
اجرای مجریگری در یک عروسی میتواند هم سرگرمکننده و هم چالشبرانگیز باشد.
he practiced emceeing to improve his public speaking.
او برای بهبود مهارتهای سخنرانی خود، اجرای مجریگری را تمرین کرد.
they hired a professional for emceeing the conference.
آنها برای اجرای مجریگری کنفرانس، یک متخصص استخدام کردند.
emceeing requires quick thinking and adaptability.
اجرای مجریگری به تفکر سریع و توانایی انطباق نیاز دارد.
she was nervous about emceeing her first event.
او در مورد اجرای مجریگری در اولین رویداد خود عصبی بود.
emceeing events
اجرای مجری در رویدادها
emceeing shows
اجرای مجری در نمایشها
emceeing parties
اجرای مجری در مهمانیها
emceeing weddings
اجرای مجری در عروسیها
emceeing contests
اجرای مجری در مسابقات
emceeing ceremonies
اجرای مجری در مراسم
emceeing festivals
اجرای مجری در جشنوارهها
emceeing galas
اجرای مجری در گردهماییها
emceeing events live
اجرای مجری در رویدادها به صورت زنده
emceeing the crowd
اجرای مجری برای جمعیت
she is emceeing the charity event this weekend.
او در حال اجرای مجریگری رویداد خیریه این آخر هفته است.
the school talent show needs someone experienced in emceeing.
نمایش استعداد مدرسه به کسی نیاز دارد که تجربه اجرای مجریگری داشته باشد.
he has a natural talent for emceeing parties.
او استعداد طبیعی برای اجرای مجریگری در مهمانیها دارد.
emceeing requires good communication skills.
اجرای مجریگری به مهارتهای ارتباطی خوب نیاز دارد.
she enjoys emceeing events for her friends.
او از اجرای مجریگری رویدادها برای دوستانش لذت میبرد.
emceeing a wedding can be both fun and challenging.
اجرای مجریگری در یک عروسی میتواند هم سرگرمکننده و هم چالشبرانگیز باشد.
he practiced emceeing to improve his public speaking.
او برای بهبود مهارتهای سخنرانی خود، اجرای مجریگری را تمرین کرد.
they hired a professional for emceeing the conference.
آنها برای اجرای مجریگری کنفرانس، یک متخصص استخدام کردند.
emceeing requires quick thinking and adaptability.
اجرای مجریگری به تفکر سریع و توانایی انطباق نیاز دارد.
she was nervous about emceeing her first event.
او در مورد اجرای مجریگری در اولین رویداد خود عصبی بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید