emergent

[ایالات متحده]/ɪ'mɜːdʒ(ə)nt/
[بریتانیا]/ɪ'mɝdʒənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. فوری; در حال شکل‌گیری; تازه شکل‌گرفته; در مراحل اولیه توسعه.
Word Forms
جمعemergents

عبارات و ترکیب‌ها

emergent situation

وضعیت اضطراری

emergent light

نور اضطراری

emergent treatment

درمان اورژانسی

جملات نمونه

the emergent nations of Africa

کشورهای نوظهور آفریقا

emergent spring shoots; an emergent political leader.

ساقه های بهار نوظهور؛ یک رهبر سیاسی نوظهور.

Trees of the family Dipterocarpaceae dominate the canopy and emergent layers of the hyper-diverse, aseasonal, humid lowland tropical forests of Southeast Asia.

درختان خانواده دیپتروکارپاسه سقف و لایه‌های نوظهور را در جنگل‌های استوایی گرمسیری پست و بسیار متنوع، فصلی‌نبود، و مرطوب جنوب شرقی آسیا تسلط دارند.

Early recognition of pneumopericardium is important, because emergent pericardiocentesis may be required if there is clinical evidence of cardiac tamponade.

تشخیص زودهنگام پنوموپری کاردیوم مهم است، زیرا ممکن است در صورت وجود شواهد بالینی تامپوناد قلبی، پری کاردیوسنتز اورژانسی مورد نیاز باشد.

The emergent situation required immediate action.

وضعیت اضطراری نیاز به اقدام فوری داشت.

Emergent technologies are shaping the future of our society.

فناوری های نوظهور در حال شکل دادن به آینده جامعه ما هستند.

She is an emergent artist gaining recognition in the art world.

او یک هنرمند نوظهور است که در حال کسب شهرت در دنیای هنر است.

Emergent trends in fashion often start on the streets.

ترندهای نوظهور مد اغلب از خیابان ها شروع می شوند.

The emergent leader quickly gained the trust of the team.

رهبر نوظهور به سرعت اعتماد تیم را به دست آورد.

Emergent properties of a system are often unpredictable.

ویژگی های نوظهور یک سیستم اغلب غیرقابل پیش بینی هستند.

Emergent issues in the project need to be addressed promptly.

مسائل نوظهور در پروژه باید به سرعت رسیدگی شود.

The emergent behavior of the crowd caught everyone by surprise.

رفتار نوظهور جمعیت همه را غافلگیر کرد.

Emergent challenges require innovative solutions.

چالش های نوظهور نیاز به راه حل های نوآورانه دارند.

The emergent leader brought a fresh perspective to the team.

رهبر نوظهور دیدگاه جدیدی به تیم آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید