encasement

[ایالات متحده]/ɪnˈkeɪsmənt/
[بریتانیا]/ɪnˈkeɪsmənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک مورد یا پوشش برای چیزی؛ عمل محصور کردن چیزی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

protective encasement

محافظت کننده

encasement system

سیستم پوشش

thermal encasement

محافظ حرارتی

encasement material

مواد پوشش

encasement design

طراحی پوشش

encasement solution

راه حل پوشش

acoustic encasement

محافظت صوتی

encasement method

روش پوشش

encasement process

فرآیند پوشش

encasement application

کاربرد پوشش

جملات نمونه

the encasement of the device protects it from damage.

محافظت دستگاه در برابر آسیب توسط محفظه آن

we need a sturdy encasement for the fragile items.

ما به یک محفظه محکم برای اقلام شکننده نیاز داریم.

the encasement is designed to withstand harsh conditions.

محفظه برای مقاومت در برابر شرایط سخت طراحی شده است.

she admired the artistic encasement of the sculpture.

او از محفظه هنری مجسمه تحسین کرد.

proper encasement can extend the lifespan of electronic devices.

محفظه مناسب می تواند طول عمر دستگاه های الکترونیکی را افزایش دهد.

the encasement of the book kept it in good condition.

محفظه کتاب آن را در شرایط خوبی نگه داشت.

they used glass encasement to showcase the artifacts.

آنها از محفظه شیشه ای برای نمایش آثار باستانی استفاده کردند.

the encasement of the wiring prevents short circuits.

محفظه سیم رسانش از اتصال کوتاه جلوگیری می کند.

he carefully opened the encasement to examine the contents.

او با دقت محفظه را برای بررسی محتویات باز کرد.

the encasement was made from durable materials.

محفظه از مواد بادوام ساخته شده بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید