enchilada

[ایالات متحده]/ˌɛn.tʃɪˈlɑː.də/
[بریتانیا]/ˌɛn.tʃɪˈlɑː.də/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک غذای مکزیکی که از یک تورتیا رول شده پر شده با مواد مختلف و پوشیده شده با سس چیلی تشکیل شده است
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cheese enchilada

نان پنیر انچیلادا

beef enchilada

انچیلادای گوشت

chicken enchilada

انچیلادای مرغ

enchilada sauce

سس انچیلادا

enchilada platter

سینی انچیلادا

vegetarian enchilada

انچیلادای گیاهی

enchilada casserole

کاسرول انچیلادا

enchilada recipe

دستور تهیه انچیلادا

enchilada filling

مواد پرکننده انچیلادا

enchilada toppings

مواد روی انچیلادا

جملات نمونه

i love to eat enchiladas for dinner.

من عاشق خوردن انچیلادا برای شام هستم.

she ordered a chicken enchilada at the restaurant.

او یک انچیلادای مرغ در رستوران سفارش داد.

enchiladas are a popular dish in mexican cuisine.

انچیلاداها یک غذای محبوب در آشپزی مکزیکی هستند.

we made homemade enchiladas for the party.

ما انچیلاداهای خانگی برای مهمانی درست کردیم.

have you ever tried a vegetarian enchilada?

آیا تا به حال انچیلادای گیاهی امتحان کرده اید؟

she topped her enchilada with sour cream and guacamole.

او انچیلادای خود را با خامه ترش و گوکاموله تزئین کرد.

the enchilada sauce was spicy and flavorful.

سس انچیلادا تند و خوشمزه بود.

they served enchiladas with a side of rice and beans.

آنها انچیلادا را با یک سهم برنج و لوبیا سرو کردند.

he enjoys making enchiladas from scratch.

او از درست کردن انچیلادا از ابتدا لذت می برد.

my favorite enchilada filling is cheese and spinach.

دلخواه من برای پر کردن انچیلادا پنیر و اسفناج است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید