enchondroma

[ایالات متحده]/ˌɛn.kɒnˈdrəʊ.mə/
[بریتانیا]/ˌɛn.kənˈdroʊ.mə/

ترجمه

n. تومور خوش‌خیم تشکیل شده از بافت غضروفی
شکل‌های واژه

عبارات و ترکیب‌ها

enchondroma diagnosis

تشخیص خوش خیم غضروفی

enchondroma treatment

درمان خوش خیم غضروفی

enchondroma surgery

جراحی خوش خیم غضروفی

enchondroma symptoms

علائم خوش خیم غضروفی

enchondroma management

مدیریت خوش خیم غضروفی

enchondroma risk

خطر خوش خیم غضروفی

enchondroma biopsy

بیوپسی خوش خیم غضروفی

enchondroma imaging

تصویربرداری خوش خیم غضروفی

enchondroma recurrence

عود خوش خیم غضروفی

enchondroma features

ویژگی‌های خوش خیم غضروفی

جملات نمونه

the doctor diagnosed him with an enchondroma in his femur.

پزشک او را به وجود یک کندروم در فمور تشخیص داد.

enchondromas are usually benign tumors.

کندروم‌ها معمولاً تومورهای خوش‌خلق هستند.

she underwent surgery to remove the enchondroma.

او برای برداشتن کندروم عمل جراحی انجام داد.

enchondromas can occur in various bones of the body.

کندروم‌ها می‌توانند در استخوان‌های مختلف بدن رخ دهند.

regular check-ups are important for monitoring enchondromas.

معاینات منظم برای نظارت بر کندروم‌ها مهم هستند.

patients with enchondromas may experience pain or discomfort.

بیماران مبتلا به کندروم ممکن است درد یا ناراحتی را تجربه کنند.

radiological imaging is used to diagnose enchondromas.

برای تشخیص کندروم‌ها از تصویربرداری رادیولوژیک استفاده می‌شود.

some enchondromas may require no treatment at all.

برخی از کندروم‌ها ممکن است به هیچ درمانی نیاز نداشته باشند.

enchondromas can sometimes lead to complications if left untreated.

کندروم‌ها گاهی اوقات در صورت عدم درمان می‌توانند منجر به عوارض شوند.

research is ongoing to understand the causes of enchondromas.

تحقیقات برای درک علل کندروم‌ها ادامه دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید