enforcers

[ایالات متحده]/ɪnˈfɔːsəz/
[بریتانیا]/ɪnˈfɔrsərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسانی که قوانین یا مقررات را اجرا می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

law enforcers

اجراکنندگان قانون

code enforcers

اجراکنندگان قانون

policy enforcers

اجراکنندگان سیاست

security enforcers

اجراکنندگان امنیتی

regulatory enforcers

اجراکنندگان مقررات

rule enforcers

اجراکنندگان قوانین

discipline enforcers

اجراکنندگان انضباط

order enforcers

اجراکنندگان نظم

safety enforcers

اجراکنندگان ایمنی

justice enforcers

اجراکنندگان عدالت

جملات نمونه

the law enforcers arrived at the scene quickly.

اجراکنندگان قانون به سرعت در صحنه حاضر شدند.

enforcers of the regulations will conduct inspections regularly.

اجراکنندگان مقررات به طور منظم بازرسی انجام خواهند داد.

the enforcers worked together to maintain public safety.

اجراکنندگان برای حفظ امنیت عمومی با یکدیگر همکاری کردند.

community enforcers help educate residents about the laws.

اجراکنندگان محلی به آموزش ساکنان در مورد قوانین کمک می کنند.

enforcers are crucial in combating crime in the area.

اجراکنندگان در مبارزه با جرم و جنایت در این منطقه بسیار مهم هستند.

the enforcers issued warnings to those violating the rules.

اجراکنندگان به کسانی که قوانین را نقض می کردند، هشدار دادند.

many enforcers are trained to handle difficult situations.

بسیاری از اجراکنندگان برای مقابله با شرایط دشوار آموزش دیده اند.

enforcers play a vital role in ensuring compliance.

اجراکنندگان نقش حیاتی در اطمینان از رعایت قوانین دارند.

the presence of enforcers can deter potential offenders.

حضور اجراکنندگان می تواند از مرتکبین احتمالی بازدارد.

enforcers often collaborate with local organizations for better results.

اجراکنندگان اغلب برای دستیابی به نتایج بهتر با سازمان های محلی همکاری می کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید