enrichers

[ایالات متحده]/ɪnˈrɪtʃəz/
[بریتانیا]/ɪnˈrɪtʃərz/

ترجمه

n. دستگاه‌ها یا موادی که غلظت، ارزش یا کیفیت چیزی را افزایش می‌دهند.

عبارات و ترکیب‌ها

soil enrichers

تقویت‌کننده‌های خاک

food enrichers

تقویت‌کننده‌های غذا

vitamin enrichers

تقویت‌کننده‌های ویتامین

cultural enrichers

تقویت‌کننده‌های فرهنگی

language enrichers

تقویت‌کننده‌های زبان

life enrichers

تقویت‌کننده‌های زندگی

experience enrichers

تقویت‌کننده‌های تجربه

learning enrichers

تقویت‌کننده‌های یادگیری

texture enrichers

تقویت‌کننده‌های بافت

color enrichers

تقویت‌کننده‌های رنگ

جملات نمونه

the museum visit enriched her understanding of ancient civilizations.

بازدید از موزه درک او را از تمدن‌های باستانی غنی کرد.

traveling to new countries enriches one's perspective on different cultures.

سفر به کشورهای جدید دیدگاه یک فرد را در مورد فرهنگ‌های مختلف غنی می‌کند.

reading classic literature enriches the mind and broadens horizons.

مطالعه ادبیات کلاسیک ذهن را غنی می‌کند و افق‌ها را گسترش می‌دهد.

the teacher used creative methods to enrich the curriculum for curious students.

معلم از روش‌های خلاقانه برای غنی کردن برنامه درسی برای دانش‌آموزان کنجکاو استفاده کرد.

adding organic matter enriches the soil, making gardens more productive.

افزودن مواد آلی خاک را غنی می‌کند و باعث افزایش بهره‌وری باغ‌ها می‌شود.

volunteers work to enrich the lives of elderly residents in nursing homes.

داوطلبان برای غنی‌تر کردن زندگی ساکنان مسن در خانه‌های مراقتی تلاش می‌کنند.

music education enriches children's emotional and cognitive development.

آموزش موسیقی، رشد عاطفی و شناختی کودکان را غنی می‌کند.

learning a new language enriches personal and professional opportunities.

یادگیری یک زبان جدید، فرصت‌های شخصی و حرفه‌ای را غنی می‌کند.

the documentary enriched public awareness about environmental conservation.

مستند، آگاهی عمومی را در مورد حفاظت از محیط زیست غنی کرد.

art programs in schools aim to enrich students' creative abilities.

برنامه‌های هنری در مدارس هدفشان غنی کردن توانایی‌های خلاقانه دانش‌آموزان است.

diversity in the workplace enriches team dynamics and innovation.

تنوع در محیط کار، پویایی و نوآوری تیم را غنی می‌کند.

personal relationships enrich our lives with meaningful connections.

روابط شخصی، زندگی ما را با ارتباطات معنادار غنی می‌کند.

the chef added fresh herbs to enrich the flavor of the dish.

آشپز برای غنی کردن طعم غذا، سبزیجات تازه اضافه کرد.

cross-cultural exchanges enrich international understanding and cooperation.

تبادلات بین فرهنگی، درک و همکاری بین‌المللی را غنی می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید