he entreats her
او از او خواهش میکند
she entreats him
او از او خواهش میکند
they entreat us
آنها از ما خواهش میکنند
god entreats man
خداوند از انسان خواهش میکند
he entreats mercy
او طلب رحمت میکند
she entreats forgiveness
او طلب بخشش میکند
he entreats help
او طلب کمک میکند
she entreats assistance
او طلب مساعدت میکند
they entreat support
آنها طلب حمایت میکنند
he entreats guidance
او طلب هدایت میکند
she entreats him to reconsider his decision.
او از او میخواهد تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.
the child entreats his parents for a new toy.
بچه از والدینش برای یک اسباببازی جدید درخواست میکند.
he entreats her to stay a little longer.
او از او میخواهد کمی بیشتر بماند.
the organization entreats the community for support.
سازمان از جامعه برای حمایت درخواست میکند.
she entreats the audience to listen carefully.
او از مخاطبان میخواهد با دقت گوش دهند.
he entreats his friends to join him on the trip.
او از دوستانش میخواهد او را در سفر همراهی کنند.
the letter entreats the recipient to respond quickly.
نامه از گیرنده میخواهد به سرعت پاسخ دهد.
the teacher entreats the students to study hard.
معلم از دانشآموزان میخواهد سخت درس بخوانند.
she entreats him for forgiveness.
او از او طلب بخشش میکند.
the activist entreats the government to take action.
فعال از دولت میخواهد اقدام کند.
he entreats her
او از او خواهش میکند
she entreats him
او از او خواهش میکند
they entreat us
آنها از ما خواهش میکنند
god entreats man
خداوند از انسان خواهش میکند
he entreats mercy
او طلب رحمت میکند
she entreats forgiveness
او طلب بخشش میکند
he entreats help
او طلب کمک میکند
she entreats assistance
او طلب مساعدت میکند
they entreat support
آنها طلب حمایت میکنند
he entreats guidance
او طلب هدایت میکند
she entreats him to reconsider his decision.
او از او میخواهد تصمیم خود را دوباره در نظر بگیرد.
the child entreats his parents for a new toy.
بچه از والدینش برای یک اسباببازی جدید درخواست میکند.
he entreats her to stay a little longer.
او از او میخواهد کمی بیشتر بماند.
the organization entreats the community for support.
سازمان از جامعه برای حمایت درخواست میکند.
she entreats the audience to listen carefully.
او از مخاطبان میخواهد با دقت گوش دهند.
he entreats his friends to join him on the trip.
او از دوستانش میخواهد او را در سفر همراهی کنند.
the letter entreats the recipient to respond quickly.
نامه از گیرنده میخواهد به سرعت پاسخ دهد.
the teacher entreats the students to study hard.
معلم از دانشآموزان میخواهد سخت درس بخوانند.
she entreats him for forgiveness.
او از او طلب بخشش میکند.
the activist entreats the government to take action.
فعال از دولت میخواهد اقدام کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید