entrepreneurism

[ایالات متحده]/ˌɒntrəprəˈnɜːrɪzəm/
[بریتانیا]/ˌɑːntrəprəˈnɝːɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرهنگ یا روح کسب و کارهای جدید را شروع و توسعه دادن؛ کارآفرینی؛ عملکرد به عنوان یک کارآفرین؛ مبادرت و نوآوری در کسب و کار.

عبارات و ترکیب‌ها

social entrepreneurism

کارآفرینی اجتماعی

entrepreneurism mindset

ذهن کارآفرین

entrepreneurism culture

فرهنگ کارآفرینی

entrepreneurism spirit

روح کارآفرینی

embracing entrepreneurism

پذیرش کارآفرینی

promoting entrepreneurism

تبلیغ کارآفرینی

entrepreneurism drives growth

کارآفرینی رشد را به همراه می‌آورد

entrepreneurisms today

کارآفرینی‌های امروز

entrepreneurism thrives

کارآفرینی در حال گسترش است

entrepreneurism matters

کارآفرینی اهمیت دارد

جملات نمونه

government grants can encourage entrepreneurism in rural communities.

کمک‌های دولتی می‌توانند اشتغال‌زایی را در جوامع روستایی تشویق کنند.

our school promotes entrepreneurism through hands-on business projects.

مدرستمون اشتغال‌زایی را از طریق پروژه‌های کاری عملی ترویج می‌دهد.

policies that support entrepreneurism often reduce barriers to starting a company.

سیاست‌هایی که اشتغال‌زایی را حمایت می‌کنند، معمولاً موانع شروع یک کسب و کار را کاهش می‌دهند.

she studied entrepreneurism to understand how founders spot opportunities.

او اشتغال‌زایی را مطالعه کرد تا بفهمد بنیان‌گذاران چگونه فرصت‌ها را تشخیص می‌دهند.

the city is investing in programs to foster entrepreneurism among youth.

شهر در حال سرمایه‌گذاری در برنامه‌هایی است تا اشتغال‌زایی را در جوانان ترویج دهد.

access to microloans can strengthen entrepreneurism in underserved areas.

دسترسی به وام‌های میکرو می‌تواند اشتغال‌زایی را در مناطق نیازمند تقویت کند.

his mentor helped him develop entrepreneurism and build a strong network.

مربی او کمک کرد تا اشتغال‌زایی را توسعه دهد و شبکه‌ای قوی بسازد.

the conference celebrated entrepreneurism and shared lessons from startup failures.

کنفرانس اشتغال‌زایی را جشن گرفت و درس‌هایی از شکست‌های شرکت‌های جدید به اشتراک گذاشت.

corporate leaders can cultivate entrepreneurism by rewarding smart risk-taking.

رهبران شرکت‌ها می‌توانند اشتغال‌زایی را با پاداش دادن به ریسک‌های هوشمند فروغ دهند.

community colleges play a key role in teaching entrepreneurism and practical skills.

دانشگاه‌های جامعه نقش کلیدی در تدریس اشتغال‌زایی و مهارت‌های عملی دارند.

economic growth often follows when entrepreneurism thrives in a region.

رشد اقتصادی معمولاً زمانی رخ می‌دهد که اشتغال‌زایی در یک منطقه گسترده است.

the documentary explored entrepreneurism in immigrant neighborhoods.

فیلم مستند اشتغال‌زایی را در نواحی مهاجران بررسی کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید