environmentally-friendly

[ایالات متحده]/ɪnˌvaɪrənˈmentəli ˈfrɛndli/
[بریتانیا]/ɪnˌvaɪrənˈmɛntəli ˈfrɛndli/

ترجمه

adj. داشتن اثر مثبت بر محیط زیست؛ غیر مضر برای دنیای طبیعی؛

عبارات و ترکیب‌ها

environmentally-friendly products

محصولات سازگار با محیط زیست

being environmentally-friendly

سازگار با محیط زیست بودن

environmentally-friendly packaging

بسته‌بندی سازگار با محیط زیست

choose environmentally-friendly

انتخاب محصولات سازگار با محیط زیست

environmentally-friendly energy

انرژی سازگار با محیط زیست

promote environmentally-friendly

ترویج محصولات سازگار با محیط زیست

environmentally-friendly practices

روش‌های سازگار با محیط زیست

support environmentally-friendly

حمایت از محصولات سازگار با محیط زیست

environmentally-friendly options

گزینه‌های سازگار با محیط زیست

creating environmentally-friendly

ایجاد محصولات سازگار با محیط زیست

جملات نمونه

we need to promote environmentally-friendly practices in our community.

ما نیاز داریم تا روش‌های سازگار با محیط زیست را در جامعه خود ترویج کنیم.

the company is committed to developing environmentally-friendly products.

شرکت متعهد به توسعه محصولات سازگار با محیط زیست است.

using environmentally-friendly cleaning supplies is important for health.

استفاده از مواد شوینده سازگار با محیط زیست برای سلامتی مهم است.

the city encourages the use of environmentally-friendly transportation options.

شهر از استفاده از گزینه های حمل و نقل سازگار با محیط زیست حمایت می کند.

investing in environmentally-friendly energy sources is crucial for the future.

سرمایه گذاری در منابع انرژی سازگار با محیط زیست برای آینده حیاتی است.

the hotel offers environmentally-friendly amenities to its guests.

هتل امکانات سازگار با محیط زیست را به مهمانان خود ارائه می دهد.

choosing environmentally-friendly packaging reduces waste and pollution.

انتخاب بسته بندی سازگار با محیط زیست باعث کاهش ضایعات و آلودگی می شود.

the school implemented an environmentally-friendly recycling program.

مدرسه یک برنامه بازیافت سازگار با محیط زیست اجرا کرد.

supporting local farmers who use environmentally-friendly methods is beneficial.

حمایت از کشاورزان محلی که از روش های سازگار با محیط زیست استفاده می کنند مفید است.

the new building features environmentally-friendly design and construction.

ساختمان جدید دارای طراحی و ساخت سازگار با محیط زیست است.

adopting an environmentally-friendly lifestyle can make a real difference.

پذیرش یک سبک زندگی سازگار با محیط زیست می تواند تفاوت واقعی ایجاد کند.

the government is providing incentives for environmentally-friendly businesses.

دولت مشوق هایی را برای مشاغل سازگار با محیط زیست ارائه می دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید