ethiopian

[ایالات متحده]/ˌi:θiˈəupjən,-piən/
[بریتانیا]/ˌiθiˈopiən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به اتیوپی، مربوط به سیاه‌پوستان
n. شخصی از اتیوپی، یک سیاه‌پوست
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

Ethiopian culture

فرهنگ اتیوپی

Ethiopian cuisine

غذاهای اتیوپیایی

Ethiopian coffee

قهوه اتیوپی

Ethiopian language

زبان اتیوپی

جملات نمونه

Ethiopian cuisine is known for its unique flavors and use of spices.

غذاهای اتیوپیایی به خاطر طعم‌های منحصر به فرد و استفاده از ادویه‌های خود شناخته شده‌اند.

She bought a beautiful Ethiopian dress at the market.

او یک لباس اتیوپیایی زیبا از بازار خرید.

Ethiopian coffee is famous for its rich and complex flavors.

قهوه اتیوپیایی به خاطر طعم‌های غنی و پیچیده خود مشهور است.

He learned to speak Ethiopian fluently after living there for a year.

او پس از یک سال زندگی در آنجا به طور مسلط یاد گرفت که به زبان اتیوپیایی صحبت کند.

The Ethiopian marathon runner won the race with an impressive time.

ماراتن‌دوست اتیوپیایی با زمان چشمگیری مسابقه را برد.

The Ethiopian community in the city celebrates their cultural heritage through festivals.

جامعه اتیوپیایی در شهر از طریق جشنواره‌ها به جشن میراث فرهنگی خود می‌پردازد.

She is studying Ethiopian history for her research project.

او در حال مطالعه تاریخ اتیوپی برای پروژه تحقیقاتی خود است.

Ethiopian art is known for its vibrant colors and intricate designs.

هنر اتیوپیایی به خاطر رنگ‌های زنده و طرح‌های پیچیده خود شناخته شده است.

The Ethiopian government is working on initiatives to improve healthcare in the country.

دولت اتیوپی در حال کار بر روی طرح‌هایی برای بهبود مراقبت‌های بهداشتی در این کشور است.

He enjoys listening to Ethiopian music for its rhythmic beats and melodies.

او از گوش دادن به موسیقی اتیوپیایی به خاطر ضربات و ملودی‌های ریتمیک آن لذت می‌برد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید