euglycemia

[ایالات متحده]/juːɡlaɪˈsiːmiə/
[بریتانیا]/juːɡlaɪˈsiːmiə/

ترجمه

n. سطح قند خون نرمال; هموستاز قند خون; کنترل قند خون در محدوده نرمال

عبارات و ترکیب‌ها

normal euglycemia

یوجلیسمی طبیعی

achieve euglycemia

به دست آوردن یوجلیسمی

maintain euglycemia

حفظ یوجلیسمی

promote euglycemia

ترویج یوجلیسمی

euglycemia levels

سطح یوجلیسمی

monitor euglycemia

نظارت بر یوجلیسمی

euglycemia management

مدیریت یوجلیسمی

restore euglycemia

بازگرداندن یوجلیسمی

euglycemia control

کنترل یوجلیسمی

ensure euglycemia

اطمینان از یوجلیسمی

جملات نمونه

patients with euglycemia often have better overall health.

بیماران مبتلا به خوش‌خوابی اغلب سلامت کلی بهتری دارند.

monitoring euglycemia is crucial for diabetes management.

نظارت بر خوش‌خوابی برای مدیریت دیابت بسیار مهم است.

maintaining euglycemia can prevent complications.

حفظ خوش‌خوابی می‌تواند از عوارض جلوگیری کند.

diet plays a significant role in achieving euglycemia.

رژیم غذایی نقش مهمی در دستیابی به خوش‌خوابی دارد.

exercise can help in maintaining euglycemia.

ورزش می‌تواند به حفظ خوش‌خوابی کمک کند.

regular check-ups can ensure euglycemia is sustained.

معاینات منظم می‌تواند اطمینان حاصل کند که خوش‌خوابی حفظ می‌شود.

understanding euglycemia is essential for healthcare professionals.

درک خوش‌خوابی برای متخصصان مراقبت‌های بهداشتی ضروری است.

stress management techniques can aid in achieving euglycemia.

تکنیک‌های مدیریت استرس می‌توانند به دستیابی به خوش‌خوابی کمک کنند.

insulin therapy may be necessary to maintain euglycemia.

درمان با انسولین ممکن است برای حفظ خوش‌خوابی ضروری باشد.

education on euglycemia can empower patients.

آموزش در مورد خوش‌خوابی می‌تواند به توانمندسازی بیماران کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید