evanescent

[ایالات متحده]/ˌevəˈnesnt/
[بریتانیا]/ˌevəˈnesnt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. زودگذر; گذرا

عبارات و ترکیب‌ها

evanescent wave

امواج زودگذر

جملات نمونه

a shimmering evanescent bubble.

یک حباب زودگذر و درخشان

The evanescent post-war economic boom was quickly followed by a deep recession.

شکوفایی اقتصادی پس از جنگ زودگذر بود و به سرعت با یک رکود عمیق همراه شد.

The evanescent beauty of a sunset

زیبای زودگذر غروب آفتاب

Her evanescent smile brightened up the room

لبخند زودگذرش اتاق را روشن کرد.

The evanescent nature of childhood memories

طبیعت زودگذر خاطرات کودکی

The evanescent joy of a fleeting moment

شادی زودگذر یک لحظه کوتاه

The evanescent nature of happiness

طبیعت زودگذر شادی

An evanescent feeling of nostalgia washed over him

احساس زودگذر نوستالژی بر او غلبه کرد.

The evanescent scent of fresh flowers

عطر زودگذر گل‌های تازه

She captured the evanescent essence of the moment in her painting

او جوهر زودگذر لحظه را در نقاشی خود به تصویر کشید.

The evanescent nature of fame in the entertainment industry

طبیعت زودگذر شهرت در صنعت سرگرمی

The evanescent beauty of a dewdrop on a leaf

زیبای زودگذر یک قطره شبنم روی یک برگ

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید