evasion

[ایالات متحده]/ɪˈveɪʒn/
[بریتانیا]/ɪˈveɪʒn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اجتناب، فرار، کنار گذاشتن، عذر.
Word Forms
جمعevasions

عبارات و ترکیب‌ها

tax evasion

اجتناب از پرداخت مالیات

evasion of law

دور زدن قانون

جملات نمونه

their adroit evasion of almost all questions.

اجتناب ماهرانه آنها از تقریباً همه سؤالات.

the protestations and evasions of a witness.

اعتراضات و فرارهاى شاهد.

The fox's clever evasion of the dogs.

فرار باهوشانه روباه از سگ‌ها.

his evasion of her scheme had been another repulse.

فرار او از نقشه اش ضربه دیگری بود.

They said that tax evasion is rampant that the yakuza,Japan's mafia,has its hooks in the sport;and most stingingly,that many of the matches are fixed.

آنها گفتند که فرار مالیاتی گسترده است، یاکوزا، مافیای ژاپن، دست خود را در ورزش دارد؛ و تلخ‌تر از همه، بسیاری از مسابقات دستکاری شده اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید