evolutive process
فرآیند تکاملی
evolutive change
تغییر تکاملی
evolutive strategy
استراتژی تکاملی
evolutive model
مدل تکاملی
evolutive approach
رویکرد تکاملی
evolutive phase
فاز تکاملی
evolutive trend
روند تکاملی
evolutive system
سیستم تکاملی
evolutive nature
طبیعت تکاملی
evolutive framework
چارچوب تکاملی
his ideas are quite evolutive and adapt to changing circumstances.
ایدههای او کاملاً تکاملی هستند و با شرایط متغیر سازگار میشوند.
the company focuses on evolutive strategies to stay competitive.
شرکت بر روی استراتژیهای تکاملی تمرکز میکند تا رقابتی باقی بماند.
her approach to teaching is very evolutive, encouraging students to grow.
روش تدریس او بسیار تکاملی است و دانشجویان را تشویق به رشد میکند.
we need an evolutive plan to address future challenges.
ما به یک برنامه تکاملی برای مقابله با چالشهای آینده نیاز داریم.
his research is based on evolutive biology principles.
تحقیقات او بر اساس اصول زیستشناسی تکاملی استوار است.
the software has an evolutive design that allows for easy updates.
نرمافزار دارای طراحی تکاملی است که امکان بهروزرسانی آسان را فراهم میکند.
they adopted an evolutive mindset to improve their product line.
آنها یک نگرش تکاملی را برای بهبود خط تولید خود اتخاذ کردند.
her career path has been very evolutive, leading to many opportunities.
مسیر شغلی او بسیار تکاملی بوده و منجر به فرصتهای زیادی شده است.
we should embrace evolutive changes in our organization.
ما باید تغییرات تکاملی در سازمان خود را بپذیریم.
his evolutive theories challenge traditional views of evolution.
نظریههای تکاملی او دیدگاههای سنتی در مورد تکامل را به چالش میکشند.
evolutive process
فرآیند تکاملی
evolutive change
تغییر تکاملی
evolutive strategy
استراتژی تکاملی
evolutive model
مدل تکاملی
evolutive approach
رویکرد تکاملی
evolutive phase
فاز تکاملی
evolutive trend
روند تکاملی
evolutive system
سیستم تکاملی
evolutive nature
طبیعت تکاملی
evolutive framework
چارچوب تکاملی
his ideas are quite evolutive and adapt to changing circumstances.
ایدههای او کاملاً تکاملی هستند و با شرایط متغیر سازگار میشوند.
the company focuses on evolutive strategies to stay competitive.
شرکت بر روی استراتژیهای تکاملی تمرکز میکند تا رقابتی باقی بماند.
her approach to teaching is very evolutive, encouraging students to grow.
روش تدریس او بسیار تکاملی است و دانشجویان را تشویق به رشد میکند.
we need an evolutive plan to address future challenges.
ما به یک برنامه تکاملی برای مقابله با چالشهای آینده نیاز داریم.
his research is based on evolutive biology principles.
تحقیقات او بر اساس اصول زیستشناسی تکاملی استوار است.
the software has an evolutive design that allows for easy updates.
نرمافزار دارای طراحی تکاملی است که امکان بهروزرسانی آسان را فراهم میکند.
they adopted an evolutive mindset to improve their product line.
آنها یک نگرش تکاملی را برای بهبود خط تولید خود اتخاذ کردند.
her career path has been very evolutive, leading to many opportunities.
مسیر شغلی او بسیار تکاملی بوده و منجر به فرصتهای زیادی شده است.
we should embrace evolutive changes in our organization.
ما باید تغییرات تکاملی در سازمان خود را بپذیریم.
his evolutive theories challenge traditional views of evolution.
نظریههای تکاملی او دیدگاههای سنتی در مورد تکامل را به چالش میکشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید