ewer

[ایالات متحده]/'juːə/
[بریتانیا]/'jʊɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ظرف یا گلدان بزرگ برای نگهداری آب
Word Forms
جمعewers

عبارات و ترکیب‌ها

antique ewer

جام کهنه

silver ewer

جام نقره‌ای

decorative ewer

جام تزئینی

ceramic ewer

جام سرامیکی

جملات نمونه

The antique ewer was displayed in the museum.

ظرف قدیمی عتیقه در موزه به نمایش گذاشته شد.

She poured water from the ewer into the basin.

او آب را از ظرف به حوض ریخت.

The ewer was intricately designed with floral patterns.

ظرف با طرح های گل پیچیده و زیبا طراحی شده بود.

He filled the ewer with fragrant rose water.

او ظرف را با آب گل رز خوشبو پر کرد.

The ewer and basin set matched perfectly in the bathroom.

ست ظرف و حوض به خوبی با هم در حمام تطابق داشتند.

The ewer was passed down through generations in the family.

ظرف نسل به نسل در خانواده حفظ شد.

The ewer was made of delicate porcelain.

ظرف از سرامیک ظریف ساخته شده بود.

She used the ewer to water the plants in the garden.

او از ظرف برای آبیاری گیاهان در باغ استفاده کرد.

The ewer was filled with cool refreshing water.

ظرف با آب خنک و دلپذیر پر شده بود.

The silver ewer gleamed under the sunlight.

ظرف نقره ای در زیر نور خورشید می درخشید.

نمونه‌های واقعی

Through the open door you see a red-tiled floor, a large wooden bed, and on a deal table a ewer and a basin.

از در باز، یک کف فرش قرمز رنگ، یک تخت بزرگ چوبی و روی یک میز چوبی، یک پیاله و یک حوض را می‌بینید.

منبع: The Moon and Sixpence (Condensed Version)

Jessica knelt beside Chani, holding out a plain camp ewer.

جِسی‌کا کنار چانی زانو زد و یک پیاله ساده کمپ را به او نشان داد.

منبع: "Dune" audiobook

Vases, ewers and urns; statues, busts and bas-reliefs; cameos and intaglios - the drawing rooms of 18th-century England were filled with fiddly little thises and charming little thats, with jasperware trinkets and basalt-ware baubles.

وانه‌ها، پیاله‌ها و گلدان‌ها؛ مجسمه‌ها، نقش‌برجسته‌ها و سنگ‌تراشی‌ها؛ کارتوش‌ها و نقش‌های برجسته - اتاق‌های نشیمن انگلیس در قرن هجدهم پر از این‌ها و آن‌هایی کوچک و پیچیده و وسایل تزئینی جاسپروار و سنگ‌های بازالتی بود.

منبع: The Economist (Summary)

The next thing he saw, and that too puzzled him, was a washing-stand, with ewers and basins, and soap and brushes, and towels, and a large bath full of clean water—what a heap of things all for washing!

چیز بعدی که دید، و این هم او را متحیر کرد، یک میز شستشو بود که دارای پیاله‌ها و حوضچه‌ها، صابون و برس‌ها، حوله‌ها و یک وان بزرگ پر از آب تمیز بود - چه انبوهی از وسایل برای شستن!

منبع: Water Child

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید