excretion

[ایالات متحده]/ɪk'skriːʃ(ə)n/
[بریتانیا]/ɪkˈskriʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند حذف مواد زائد، به ویژه از بدن یک موجود زنده
Word Forms

جملات نمونه

The body eliminates waste through excretion.

بدن مواد زائد را از طریق دفع سموم دفع می‌کند.

Excretion is a natural process in living organisms.

دفع یک فرآیند طبیعی در موجودات زنده است.

Kidneys play a vital role in excretion of waste products.

کلیه‌ها نقش حیاتی در دفع مواد زائد دارند.

Excessive alcohol consumption can affect the excretion of toxins from the body.

مصرف بیش از حد الکل می‌تواند بر دفع سموم از بدن تأثیر بگذارد.

The process of excretion helps maintain the body's internal balance.

فرآیند دفع به حفظ تعادل داخلی بدن کمک می‌کند.

Some animals use excretion as a defense mechanism.

برخی از حیوانات از دفع به عنوان یک مکانیسم دفاعی استفاده می‌کنند.

Proper hydration is essential for healthy excretion.

هیدراتاسیون مناسب برای دفع سالم ضروری است.

The excretion of waste products can be influenced by diet and lifestyle.

دفع مواد زائد می‌تواند تحت تأثیر رژیم غذایی و سبک زندگی قرار گیرد.

Excretion of excess minerals is regulated by the body to maintain homeostasis.

دفع مواد معدنی اضافی توسط بدن برای حفظ هموستاز تنظیم می‌شود.

Insects have specialized structures for excretion, such as Malpighian tubules.

حشرات دارای ساختارهای تخصصی برای دفع، مانند لوله‌های مالپیگی هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید