exculpating evidence
شهادت بیگناه کننده
exculpating circumstances
شرایط بیگناه کننده
exculpating testimony
شهادت بیگناه کننده
exculpating factors
عوامل بیگناه کننده
exculpating statements
اظهارات بیگناه کننده
exculpating arguments
استدلالهای بیگناه کننده
exculpating documentation
مستندات بیگناه کننده
exculpating proof
اثبات بیگناهی
exculpating information
اطلاعات بیگناه کننده
exculpating remarks
نظرات بیگناه کننده
the lawyer presented evidence exculpating his client from the charges.
وکیل مدارک تبرئه کننده موکلش از اتهامات را ارائه داد.
she hoped for exculpating testimony from her friend.
او امیدوار بود که شاهد عادلانه ای از دوستش به دست آورد.
the investigation revealed facts exculpating the accused.
تحقیقات حقایقی را نشان داد که متهم را تبرئه می کرد.
exculpating evidence was crucial for the case's outcome.
مدارک تبرئه کننده برای نتیجه پرونده بسیار مهم بود.
he felt relieved after finding exculpating documents.
او بعد از یافتن مدارک تبرئه کننده احساس راحتی کرد.
the jury listened carefully to the exculpating arguments.
هیئت منصفه به دقت به استدلال های تبرئه کننده گوش داد.
her alibi was exculpating and supported by witnesses.
مدعای او مبنی بر حضور در جای دیگری تبرئه کننده بود و توسط شاهدان تأیید می شد.
they worked tirelessly on exculpating their friend.
آنها به طور خستگی ناپذیر برای تبرئه دوستشان تلاش کردند.
the new evidence was exculpating, changing the trial's direction.
این شواهد جدید تبرئه کننده بود و مسیر دادگاه را تغییر داد.
exculpating facts emerged during the trial.
حقایق تبرئه کننده در طول دادگاه آشکار شد.
exculpating evidence
شهادت بیگناه کننده
exculpating circumstances
شرایط بیگناه کننده
exculpating testimony
شهادت بیگناه کننده
exculpating factors
عوامل بیگناه کننده
exculpating statements
اظهارات بیگناه کننده
exculpating arguments
استدلالهای بیگناه کننده
exculpating documentation
مستندات بیگناه کننده
exculpating proof
اثبات بیگناهی
exculpating information
اطلاعات بیگناه کننده
exculpating remarks
نظرات بیگناه کننده
the lawyer presented evidence exculpating his client from the charges.
وکیل مدارک تبرئه کننده موکلش از اتهامات را ارائه داد.
she hoped for exculpating testimony from her friend.
او امیدوار بود که شاهد عادلانه ای از دوستش به دست آورد.
the investigation revealed facts exculpating the accused.
تحقیقات حقایقی را نشان داد که متهم را تبرئه می کرد.
exculpating evidence was crucial for the case's outcome.
مدارک تبرئه کننده برای نتیجه پرونده بسیار مهم بود.
he felt relieved after finding exculpating documents.
او بعد از یافتن مدارک تبرئه کننده احساس راحتی کرد.
the jury listened carefully to the exculpating arguments.
هیئت منصفه به دقت به استدلال های تبرئه کننده گوش داد.
her alibi was exculpating and supported by witnesses.
مدعای او مبنی بر حضور در جای دیگری تبرئه کننده بود و توسط شاهدان تأیید می شد.
they worked tirelessly on exculpating their friend.
آنها به طور خستگی ناپذیر برای تبرئه دوستشان تلاش کردند.
the new evidence was exculpating, changing the trial's direction.
این شواهد جدید تبرئه کننده بود و مسیر دادگاه را تغییر داد.
exculpating facts emerged during the trial.
حقایق تبرئه کننده در طول دادگاه آشکار شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید